موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٥ - فصل ششم در فضيلت رضا و ذمّ سخط از طريق نقل
اجابت مىشود؛ اگر دوست داشته باشى دعا كنم خداوند اعضاى تو را به تو رد فرمايد و علتهاى تو را شفا مرحمت كند. گفت: هيچيك از اينان را كه گفتى نمىخواهم. آنچه خداوند بخواهد براى من، پيش من محبوبتر است از آنچه خودم براى خودم مىخواهم.
پس موسى- عليه السلام- فرمود كه شنيدم مىگفتى به حق تعالى: «يا بارّ يا وَصول». اين «برّ» و «صله» چيست؟ گفت: در اين شهر كسى نيست كه او را بشناسد يا عبادت كند غير از من. موسى تعجب فرمود و گفت: اين شخص عابدترين اهل دنيا است [١] انتهى.
آرى، آنان كه از جذوه محبت الهى بهره دارند و از نور معارف، قلبشان متنوّر است، هميشه با حق دلخوش و با رضاى او مأنوسند. آنها مثل ما در ظلمت دنيا فرو نرفتند و از لذات و شهوات دار فانى منفعل نشدند. آنها شطر قلوبشان به حق و اسماء و صفات او مفتوح است و از ديگران دل خود را بسته و چشم خود را پوشيدهاند.
عزيزا! خداى تعالى قضاى خود را اجرا خواهد فرمود؛ چه ما سخطناك باشيم به آن يا خوشبين و خشنود. تقديرات الهيه بسته به خشنودى و سخط ما نيست. آنچه براى ما مىماند از سخطناكى و غضب، نقص مقام و سلب درجات و سقوط از نظر اولياء و ملكوتييّن و سلب ايمان از قلوب است؛ چنانچه در روايات است از حضرت صادق كه: چگونه مؤمن، مؤمن مىباشد در صورتى كه
[١] نفس المهموم، ص ٥٧١- ٥٧٢؛ سفينة البحار، ج ٣، ص ٣٦٦، باب الرِّضا. مرحوم حاج شيخ عباس قمى اين حديث را از كتاب حديقة الحكمة في شرح الأربعين من الأحاديث النبويه، تأليف عبداللَّه بن حمزة بن سليمان (٥٥١- ٦١٠) نقل كرده است.