موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٤ - فصل ششم در فضيلت رضا و ذمّ سخط از طريق نقل
و اين مقام، مقام تحصيل رضاى حق است، و ممكن است غير از مقام رضا باشد، و ممكن است مقام رضاى عبد يا فناى رضاى عبد در رضاى حق باشد.
و در حديث، وارد است كه حضرت موسى- على نبيّنا وآله وعليه السلام- عرض كرد به خداى تعالى كه به من ارائه بده محبوبترين مخلوق خود را و عابدترين بندگان خود را. خداوند امرش فرمود كه بهسوى قريهاى رود كه در ساحل دريا است، كه در آن مكان كه اسم برده شد، او را مىيابد.
چون به آن مكان رسيد، برخورد به يك مرد زمينگير داراى جذام و برصى كه تسبيح مىكرد خداى تعالى را. حضرت موسى به جبرئيل گفت: كجا است آن مردى كه از خداوند سؤال كردم به من ارائه دهد؟ جبرئيل گفت: يا كَليمَ اللَّهِ! آن مرد همين است. فرمود: اى جبرئيل! من دوست داشتم كه او را ببينم در صورتى كه بسيار روزه و نماز بهجا آورد. جبرئيل گفت: اين شخص محبوبتر است پيش خدا و عابدتر است از بسيار روزهگير و نمازكن. اكنون امر نمودم كه چشمان او كور شود، گوش كن چه مىگويد! پس جبرئيل اشاره فرمود به چشمهاى او؛ پس فرو ريخت چشمان او به رخسارش.
چون چنين شد، گفت: خداوندا! مرا برخوردار فرمودى از چشمان تا هر وقت خواستى، و مسلوب فرمودى از من آنها را هر وقت خواستى، و باقى گذاشتى براى من در خودت طول امل، يا بارُّ يا وَصُولُ!
موسى- عليه السلام- به او فرمود: اى بنده خدا، من مردى هستم كه دعايم