موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٧ - فصل چهارم مبادى مقام رضا
پس گوييم: چون مبدأ رضا از حق تعالى، معرفت عبد است به جميل بودن افعال حق تعالى، از اين جهت ما مقام جمال حق را ذاتاً و صفتاً و فعلًا بيان كنيم و مراتب معرفت عبد را در اين مقام ذكر كنيم.
بدانكه اول مرتبهاى كه از براى عبد حاصل شود، علم به جميل بودن حق است ذاتاً و صفتاً و فعلًا به حسب برهان علمى حِكمى، و اين مقام گرچه مفتاح ابواب معارف است به حسب نوع و متعارف- و اگر كسى به مقامات عاليه عرفان از غير اين طريق برسد، از نوادر است و ميزان در نوعيت نيست- ولى وقوف در اين مرتبه از حجب بزرگ است بهطورى كه درباره آن گفته شده است: «الْعِلْمُ هُوَ الْحِجابُ الأكْبَر» [١].
و از اين علم برهانى كه حظّ عقل است اخلاق نفسانيه- كه از توابع معارف است- حاصل نشود، و لهذا چه بسا حكماى بزرگمرتبه در علمِ بحثى، كه داراى مقام رضا و تسليم و ديگر مقامات روحيه و اخلاق نفسانيه و معارف الهيه نيستند، در همان حجب علميه تا ابد باقى مانند.
مرتبه دوم آن است كه همين مرتبه [را] كه جمال حق است و جميل بودن اوصاف و افعال او است به قلب برساند، بهطورى كه قلب ايمان آورد به جميل بودن حق، و آن، به آن است كه با شدت تذكّر از نِعَم الهيه و آثار جمال او قلب را خاضع كند تا كمكم صفت جمال حق را دل قبول كند، و اين مقام ايمان است، و چون بنده به اين مقام رسيد و دل او ايمان به اين حقيقت آورد، از حقيقت نوريه رضايت و خوشبينى و خشنودى در دل او جلوهاى واقع شود، و اين اوّلمرتبه رضا است، و قبل از اين، از آن اثرى نيست، و لهذا در روايات شريفه، رضا را
[١] أسرار الحكم، ص ٢٣٤.