موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦١ - فصل سوم در تحصيل فضيلت عدالت
ملت را نورانى كرده و تا ابد، آن نورانيت باقى است، و ظلمتها و شقاوتهاى مثل معاوية بن أبىسفيان [١] و ائمه جور مثل او، هزاران سال بذر شقاوت و خسران ملتها و مملكتها است؛ چنانچه مىبينيم.
و چون اطفال را حشر دائم يا غالب با پدر و مادر است، تربيتهاى آنها بايد عملى باشد؛ يعنى، اگر فرضاً خود پدر و مادر به اخلاق حسنه و اعمال صالحه متصف نيستند، در حضور طفل با تكلّف، خود را به صَلاح نمايش دهند تا آنها عملًا مرتاض و مربّى شوند، و اين خود، شايد مبدأ اصلاح خود پدر و مادر نيز شود؛ زيرا كه مجاز قنطره حقيقت، و تكلّف راه تخلّق است.
و فساد عملى پدر و مادر از هر چيز بيشتر در اطفال سرايت كند. چه بسا كه يك طفل كه عملًا در خدمت پدر و مادر بد تربيت شد، تا آخر عمر با مجاهدت و زحمت مربّيان اصلاح نشود.
و حسن تربيت و صَلاح پدر و مادر، از توفيقات قهريه و سعادات غير اختياريهاى است كه نصيب طفل، گاهى مىشود؛ چنانچه فساد و سوء تربيت آنها نيز، از شقاوات و سوء اتفاقات قهريهاى است كه بىاختيار نصيب انسان شود؛ چنانچه مراحل سابقى بر اين مرحله نيز است كه ممكن است در آن مراحل، بذر سعادت انسان و شقاوت آن كشته گردد؛ چون اختيار زنِ صالحِ خوبِ خوش اخلاقِ سعيد و اختيار غذاهاى مناسب حلال در قبل از حمل و زمان حمل و ايّام رضاع و امثال آن، كه تفصيل آن محتاج به رساله جداگانهاى است كه اميد است به توفيق حق موفّق به افراز آن شوم و بحث مستقصاى جداگانه در اطراف آن كنم با خواست خداى تعالى.
[١] براى اطّلاع بر احوال وى و مظالم او، ر. ك: الغدير، ج ١٠.