موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٠ - فصل سوم در تحصيل فضيلت عدالت
بسيار سهل و آسان است؛ زيرا كه نور فطرت مقهور نشده و صفاى نفس را از دست نرفته و اخلاق فاسده و صفات ناهنجار در نفس رسوخ ننموده.
و نفس كودك در ابتداى امر، چون صفحه كاغذِ بىنقشونگارى است كه هر نقشى را به سهولت و آسانى قبول كند، و چون قبول كرد، زوال آن به آسانى نشود؛ چنانچه مشاهَد است كه اطفال را معلومات يا اخلاقى كه در اول صباوت حاصل شده تا آخر كهولت باقى و برقرار است، و نسيان به معلومات زمان طفوليت، كمتر راه پيدا كند؛ از اين جهت، تربيت اطفال و ارتياض صبيان از مهماتى است كه عهدهدارى آن، بر ذمه پدر و مادر است، و اگر در اين مرحله، سهلانگارى و فتور و سستى شود، چه بسا كه طفل بىچاره را كار به رذائل بسيار كشد و منتهى به شقاوت و بدبختى ابدى او شود.
و بايد دانست كه تربيت يك طفل را نبايد فقط يكى محسوب داشت، و همينطور سوء تربيت و سهلانگارى درباره يك طفل را نبايد يكى حساب نمود. چه بسا كه به تربيت يك طفل، يك جمعيت كثير، بلكه يك ملت و يك مملكت اصلاح شود و به فساد يك نفر، يك مملكت و ملت فاسد شود.
نورانيت يك نفر مثل فيلسوف بزرگ اسلامى خواجه نصيرالملّة و الدين- رضوان اللَّه عليه- و علامه بزرگوار حلّى [١]- قدّس اللَّه نفسه- يك مملكت و
[١] يوسف بن على بن مطهّر مُكنَّى به أبو منصور و ابن مطهّر، و ملقّب به آية اللَّه، جمالالدّين و فاضل، و مشهور به علّامه حلّى از علما و فقهاى ربّانى اماميه است، و در تمام مراتب علميه، عقليه و نقليه، شهره آفاق، و در مراتب زهد و تقوا بىنظير بود. وى صاحب تأليفات فراوانى در فقه و اصول و كلام مىباشد تا جايى كه ١٢٠ اثر علمى به او نسبت دادهاند. علّامه حلّى در ٢٩ رمضان ٦٤٨ ق به دنيا پاى نهاد و در ١١ يا ١٢ محرّم الحرام ٧٢٦ هجرى به سراى باقى شتافت. (ريحانة الأدب، ج ٤، ص ١٦٧)