موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣ - مقدّمةٌ
انسان را از مقصد اصلى باز مىدارد.
كتاب إحياء العلوم كه تمام فضلاء او را به مدح و ثنا ياد مىكنند و او را بدء و ختم علم اخلاق مىپندارند [١]، به نظر نويسنده در اصلاح اخلاق و قلع مادّه فساد، و تهذيب باطن كمكى نمىكند، بلكه كثرت ابحاث اختراعيه و زيادى شعب علميه و غير علميه آن و نقلهاى بىفايده راست و دروغ آن [٢]، انسان را از مقصد اصلى باز مىدارد و از تهذيب و تطهير اخلاق عقب مىاندازد.
بالجمله، به نظر قاصر، اخلاق علمى و تاريخى و همينطور تفسير ادبى و علمى و شرح احاديث بدين منوال از مقصد و مقصود دور افتادن و تبعيدِ قريب نمودن است.
نويسنده را عقيده آن است كه مهم در علم اخلاق و شرح احاديث مربوطه به آن يا تفسير آيات شريفه راجعه به آن، آن است كه نويسنده آن با ابشار و تنذير و موعظت و نصيحت و تذكّر دادن و يادآورى كردن، هر يك از مقاصد خود را در نفوس جايگزين كند، و به عبارت ديگر، كتاب اخلاق، موعظه كتبيه بايد باشد و خود معالجه كند دردها و عيبها را، نه آنكه راه علاج نشان دهد.
ريشههاى اخلاق را فهماندن و راه علاج نشان دادن، يك نفر را به مقصد نزديك نكند و يك قلب ظلمانى را نور ندهد و يك خُلق فاسد را اصلاح ننمايد.
كتاب اخلاق آن است كه به مطالعه آن، نفس قاسى، نرم، و غير مهذّب، مهذّب، و ظلمانى، نورانى شود؛ و آن، به آن است كه عالِم در ضمن راهنمايى، راهبر و
[١] ر. ك: تعريف الإحياء بفضائل الإحياء، ضمن إحياء علوم الدين، ج ٥، ص ٥ و ٧.
[٢] به اين مطلب اشاره كردهاند:
الف- فيض كاشانى در المحجّة البيضاء، ج ١، ص ١- ٢.
ب- علّامه امينى در الغدير، ج ١١، ص ١٦١- ١٦٧.