موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٤ - فصل پنجم راه تحصيل ايمان
جمعآورى مشغولند، زمستان راه ارتزاق آنها را بسته و در آن ايام، جمعآورده خود را مصرف مىكنند، و اگر زمستان مىتوانستند چون بهار از خانه و لانه بيرون آيند، و ارتزاق كنند، شايد به جمعآورى اشتغال پيدا نمىكردند.
انسان است كه جمعآورى او معلوم نيست روى چه اساس و پايه است. اگر جمعش براى خرج بود و تحصيلش براى اعاشه بود، چرا پس از تأمين نيز دنبالش بيشتر مىرود و پس از جمع، حرصش افزون مىشود؟! پس انسانِ سرخود از حيوانات اضلّ و از بهائم پستتر است؛ آنها مقصد داشتند، اين بىچاره مقصد ندارد. آرى، مقصد دارد، ولى مقصد را گم كرده، كعبه مقصود، حق است، و انسانْ حقطلب است، و اين طلب الهى را- كه از نور فطرة اللَّه است- غايتى جز غاية الغايات نيست، و خود، راهِ خود را نمىداند و ديوانهوار دنبال مقاصد باطله مىچرخد و آتش طلبش خاموش نمىشود، أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ [١].
[١] «آگاه باشيد كه دلها به ياد خدا آرام مىگيرد». (الرعد (١٣): ٢٨)