موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٣ - فصل پنجم راه تحصيل ايمان
انبياء- كه اختصاص به او دارد- از مرتبه حيوانيت حركتى نكرده و به مقام حيوانى وقوف نموده.
حيوان، غايت سيرش همين، و صراطش تا منزل حيوانيت است، ولى انسان بىچاره در بين منزل راه گم كرده و به سلوك انسانى نرسيده و سرمايه سعادت خود را از دست داده و به خسارت و ورشكستگى، عمر خود را گذرانده و از طريق و صراط انسانيت گمراه شده، پس اين انسان، اضلّ از حيوان است.
و نيز انسان اگر از تصرفات رحمانيه و عقلانيه خارج شد و در تحت تصرفات شيطانيه و جهلانيه وارد شد، در اوصاف حيوانى از همه حيوانات بالاتر شود.
قوه غضب و شهوت انسانى عالم را آتش زند و بنيان جهان را فرو ريزد و سلسله موجودات را به باد فنا دهد و اساس تمدن و تديّن را منهدم كند.
گاهى شود كه بر اثر غضب يا حبّ رياست يك نفر، صدها هزار خانواده بنيانكن شود و اساس رشته يك جمعيت گسسته گردد. هيچيك از حيوانات، آتش غضبشان به اين سوزندگى، و تنور شهوتشان به اين گرمى نيست.
انسان است كه براى غضب و شهوتش پايان نيست و حرص و طمعش را هيچ چيز فرو ننشاند.
انسان است كه با اغلوطه و شيطنت و مكر و خدعه، خانمانهايى را به قبرستان نيستى فرستد و عائلههايى را به باد هلاكت دهد.
عالم به همه آسمان و زمينش، اگر طعمه اين جانور شود، آتش حرص و طمعش فرو ننشيند، و ممالك عالم اگر مسخر او گردد، از خواهشهاى نفسانى او نكاهد. ديگر حيوانات چون به طعمه خود رسيدند، آتش شهوت آنها فرو نشيند، و اگر در آنها نادراً صاحب حسّ مآلانديشى و حرص جمعآورى پيدا شود، حسّ محدودى و حرص ضعيفى است. مورچگان كه در بهار و تابستان به