یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٣ - ربا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٢٨٣
حکمت تحریم ربا.
فلسفه حرمت ربا دو چیز است:
نظر دین در تحریم ربا به دو چیز مهم است: یکی اینکه مردم از گرفتاریهای یکدیگر سوء استفاده نکنند [١] و آنجا که باید به یکدیگر اعانت و مساعدت کنند، مزد و پاداش- آنهم پاداش گران- نخواهند.
راه حل عملی اصطناع معروف:
در اجتماع لازم است عواطف تقویت شود. پارهای مشکلات است که باید به وسیله محبت و عواطف حل شود [٢]. وظیفه اجتماع این است که فرزندان خود را به رایگان از بدبختیهایی که احیاناً پیدا میشود (و خود او تقصیری ندارد) نجات دهد.
فلسفه دیگر حرمت ربا جلوگیری از پیدایش طبقه بخور بیکار است:
دیگر اینکه دین میخواهد افرادی پیدا نشوند که بخورند و اما کار نکنند، مصداق اظهر ملعون من القی کلّه علی الناس باشند، مصداق مثل عامیانه فارسی «کار کردن خر، خوردن یابو» باشند، سود ببرند اما سعی به کار نبرند.
رباخواری و کبوتربازی:
دزدی اموال کارگران به نام وام جایز نیست، به نام اینکه پول پیش بفرستیم تا پول او را با خود بیاورد مانند کبوتری که از خانهای میفرستند تا کبوتر دیگر را با خود بیاورد. رباخواری بیشباهت به کبوتربازی نیست [٣]. ما قبلًا گفتیم کار باید اساس منفعت و امتیاز و تفوق بوده باشد. شرعاً مانعی نیست که اموالی که از غیر این راه به دست آمده مصادره شود.
آیا راه چاره اشتراکیت است؟:
ظاهراً هیچ یک از این دو منظور صورت نمیگیرد مگر در یک محیط اشتراکی صحیح. رها کردن بیچارگان در چنگال رباخواران و واگذاشتن صاحبان سرمایه کوچک در اختیار سرمایهداران بزرگ حرام است. اسلام هم سیمای خونینی از رباخواری رسم میکند و
[١]. این همان حکمت است که در روایات گفته شده: لئلا یمتنع الناس من اصطناع المعروف که قبلًا گذشت. راه حل، ایجاد صندوقهای تعاونی است و البته جلو معاملات نسیه ربوی و قرض ربوی و بیع شرط و امثال اینها به این وسیله گرفته میشود.[٢]. رجوع شود به ورقههای یادداشتهایی درباره زن نمره ٤ و ورقههای زن در اسلام.[٣]. یک وقت هست کبوتر کبوتر میزاید، یعنی تخم میگذارد و جوجه میکند و یک وقت کبوتر کبوتری که تخم کبوتر دیگر بوده و در جای دیگر جوجه شده و دانه خورده تا کبوتر شده با خود میآورد. این دزدی است. ارسطو هم گفته است که پول پول نمیزاید.