یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٨ - مسأله روح - ذره بی انتها
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٥٣٨
شیئاً ان یقول له کن فیکون.
همانطور که گفتیم علم غیر از این دو عنصر صحبت از عنصر دیگری نمیکند؛ تمام عالم با حرکات و صورتهای مختلف مربوطه را میخواهد تنها با این دو نوع مصالح در قالب زمان و مکان بسازد. اما قرآن در عین قبول آن دو عنصر- برخلاف متقدمین و بعضی از اهل کلام و فلاسفه که بیاعتنای به هر دو بودند- انگشت روی یک عنصر سوم نیز میگذارد و موجودات یا مخلوقهای دیگری را نیز معرفی مینماید.
البته قرآن پای عنصر سوم را همهوقت و همهجا به میان نمیکشد، در مواقع خاص ابداع یا ارتجال و جهش اشاره میکند.
حال در برابر چنین اظهار یا ابتکار قرآن باید دید حق با قرآن است یا با علم امروزی، یعنی جهان خلقت و طبیعت که بالاخره به یک چیز و به یک جا منتهی میشود جهان دو عنصری است یا سه عنصری؟ اولًا: اگر ریشه ماده و انرژی یک چیز باشد و آن چیز همان است که قرآن نام آن را اراده گذاشته، پس جهان نه دو عنصری است و نه سه عنصری، بلکه یک عنصری است، یعنی یک ریشهای است. سه چیز گفتن به اعتبار این است که یک حقیقت با تحول از حالت و صفت و شخصیتی به صورت هریک از این سه چیز یا دو چیز درمیآید. پس هریک از دو چیز یا سه چیز همان اصل و مایه اولی است به علاوه یک حالت و صفت. اگر اراده یکی از عناصر است پس مایه اولی چیز دیگری است، و اگر مایه اولی اراده است پس هریک از ماده و انرژی اراده است به علاوه غیر اراده.
ثانیاً: به چه وجه آن چیز اصلی را خواسته و اراده بنامیم؟ در خواسته بودن یک شیء اقتران به علم و ادراک لازم است.
ثالثاً- که عمده است- این است که به اقرار خود نویسنده، قرآن