یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٧ - مسأله روح - ذره بی انتها
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٥٣٧
یا دو عنصر را میشناسد: ماده و انرژی. ماده و انرژی را هم در آخرین مرحله تجزیه و تحلیل یک چیز میداند. هر دو عنصر به الکترون و پروتون و بارهای الکتریک یا در حقیقت به حرکت و نیرو منتهی میشوند. علم، موجودات زنده را نیز تحت تأثیر و ترکیبی از دو عنصر فوق میداند.
در رشتههای مختلف علوم، علمی که کارش شناسایی روابط و مبادلات انرژیهاست و احکام تبدیل و تحویلهای انرژیها را با یکدیگر و با مواد بیان میکند ترمودینامیک است. قوانین ترمودینامیک شامل هر دو جهان بیجان و با جان میشود. اما انرژی به طور مجرد ابراز وجود نمینماید، همیشه همراه و سوار بر ماده است، تحولدهنده و حاکم بر ماده بوده از تحویلها و ترکیبهای مواد نیز برمیخیزد. فیزیک جدید میگوید: ماده چیزی جز انرژی متکاثف نیست، یعنی دست آخر و در حقیقت در دنیا فقط یک چیز وجود دارد: انرژی. آن یک عنصر که گاه در جلوه انرژی رخ نشان میدهد و گاه در لباس و در زندان ماده گونههای گوناگونش را میبینیم و لمس میکنیم چیست؟ در کتاب راه طی شده چنین پرسشی پیش آمده و توضیح داده شده است که وقتی خوب موضوع را بشکافیم میبینیم هیچ معلوم نیست که آن چیز چیست. آنجا که شکل و وزن و رنگ و بعد و سایر ممیزات که ما بدان وسیله اشیاء را میشناسیم و حکم به وجود آنها میکنیم امور نسبی و اعتباری و موقت از آب درمیآیند و محو میگردند، تنها یک مطلب و یک حقیقت باقی میماند و آن اینکه چیزی هست، حرکتی و نیرویی یعنی خواستهای وجود دارد. آنچه عوض نمیشود و قابل انکار نیست این است که آثار و صفات و تظاهراتی خواسته شده و تحقق یافته است، یعنی «اراده» ای وجود داشته و دارد. صورتها و کمیات و کیفیات که بروز و ظهور دارد، خواسته شده و ناشی شده از آن اراده است: انما امره اذا اراد