یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٨ - مبنا و منشأ حس دینی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٢٢٨
انسان به آستان فانی و زایل و متغیر سر فرود نمیآورد، دنبال معشوق کامل و ثابت و ابدی میگردد، طالب پیوند با ابدیت است، در خمیرهاش این عشق و علاقه به ابدیت هست و هم فطرت عقل که آثار تسخیر و مربوبیت همان طوری که در من است در چرخ عظیم هم هست پس حقیقتی ماوراء این نظام محسوس هست.
یکی از علایم فطریبودندین نوع مشتریان دین است:
٢٤. عطف به صفحه ٢٢٤، یکی از دلایل و علایم اینکه دین از مطامع شخصی و خوف و جهل برنمیخیزد بلکه عاطفهای است شریف در انسان این است که مشتریهای دین آدمهای شریف و به قول قرآن متقین هستند. دین از این طبقه مردمان، مردمانی کامل میسازد. تأثیر و قدرت دین در غیر مواردی است که پول قدرت تأثیر دارد. پول از افراد دنی و پست و خودپرست و شهوتران، اجیر و مزدور و شقی میسازد و دین از مردم شریف مردمی فداکار و باگذشت میسازد. دین در منطقهای اثر میگذارد که پول اثر نمیگذارد. و الّف بین قلوبهم لو انفقت ما فی الارض جمیعاً ما الّفت بین قلوبهم.
باید به تاریخ مراجعه کرد و مصنوعات دین را دید که چگونه مصنوعاتی و چه افرادی تحویل جامعه داده است. آن وقت باید دید آیا دین آن طور که لنین گفته است آدمهای ضعیف، تریاکی صفت و تخدیر شده به وجود آورده است، یا افرادی عاشق صفت و شادمان و مجذوب و خوشبین و نیرومند و فداکار و با استقامت؟ ٢٥. در صفحه ٢١٥ گفتیم که ویلیام جیمز میگوید در ما غرایزی هست که با حسابهای مادی جور نمیآید ... یعنی مبدأ و منشأ و غایت و مقصدی دیگر دارد. علاقه فطری جزء و فرع است که میخواهد به اصل و مبدأ و مرکز خود بازگشت کند.
دین، هم خاصیت عشق را دارد و هم خاصیت علم را:
٢٦. دین، هم خاصیت عشق را دارد و هم خاصیت علم زیرا هم گرم کننده و علاقهمند کننده است و هم پرتوافکن است و آدمی را به حل مجهولات علاقهمند میکند. دین شخصیت و وقار و سنگینی میدهد، هم جاذبه دارد و هم شادمانی، فداکاری و آزادمنشی