یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٦ - مبنا و منشأ حس دینی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٢٢٦
فرضیه اگوست کنت درباره منشأ دین:
١٩. اگوست کنت دین را معلول نشناختن علل دانست وتاریخ فکر بشر را به سه دوره اساطیری، فلسفی، علمی تقسیم کرد. بهترین رد نظر او این است که اگر این طور بود باید طبعاً با ظهور علم، اعتقاد دینی از میان برود، پس چرا امروز اکثر دانشمندان دنیا موحد و خداشناس هستند؟.
فرضیه راسل و اینکه ترس منشأ پیدایش دین است:
٢٠. بعضی مانند برتراند راسل منشأ گرایش انسان را به دین، خوف و ترس میدانند. طبق نظر اینها نیز باید با رفتن این خوفها حس دینی از میان برود و حال آنکه آزمایش خلاف آن را نشان داده، انسان عالم و مطمئن از جریان حوادث هولناک نیز در خود علاقهای به پرستش و عبادت و دعا میبیند.
رد نظریه ترس:
: بعلاوه اگر منشأ پرستش، تنها خوف بود نمیبایست لذتبخش باشد و حال آنکه ما میبینیم عبادت لذتبخش است.
نظریه مارکسیستها در پیدایش دین و رد آن:
٢١. پیشروان کمونیستی، دین را عامل کسب امتیازات طبقاتی دانستند، گفتند بشر تا وقتی که به حالت اشتراک میزیست دین نداشت. وقتی که جامعه منقسم شد به طبقات، طبقات ممتاز به هر وسیلهای برای حفظ امتیازات خود متوسل شدند و از آن جمله دین را اختراع کردند. وقتی که بشر به اشتراک برگردد و امتیازات طبقاتی از میان برود، خود به خود دین معدوم میشود. اینقدر این قضیه را ساده میگرفتند که میگفتند شما تساوی برقرار کنید، دین حامیان خود را از دست میدهد و خود به خود از میان میرود. اما دیدیم که اینطور نبود. تاریخ هم برعکس، بیش از آنکه دین [را] عامل کسب امتیازات طبقاتی معرفی کند، عامل استیفای حقوق ضعفا چه به صورت تسخیر وجدان آنها [اقویا] و چه به صورت درآوردن از چنگال آنها [معرفی کرده است.].
اصل توجه به خدا در همه موجودات:
٢٢. یک مطلب مهم این است که مسأله فطرت یعنی توجه به خدا مبتنی بر چه اصل کلیتری است؟ آن اصل همان توجه فرع به اصل است و توجه جزء به کل و عشق هر چیزی به مبدأ خودش