یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٩ - مبنا و منشأ حس دینی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٢٢٩
میدهد. در دین تصفیه و غربال هست. خلاصه اینکه دین در حیات فردی حافظ و ضامن است، مایه امید است، تصفیه کننده است و در حیات اجتماعی ضامن اجرای قوانین و مانع ظلمها و بیانصافیها و داعی انصاف و احسان و عدالت. چقدر ظلم است که بگوییم دین تریاک اجتماع است!.
علامت خلأ و عدم تعادل هنگام غایب شدن:
٢٧. عطف به نمره ١٧ اگر چیزی فطری و طبیعی باشد موجب هماهنگی و تعادل میگردد و نبودش خلأ و بیتعادلی و [بی] توازنی ایجاد میکند، تشویش و اضطراب پدید میآورد، بدبینی به خلقت ایجاد میکند.
خودکشی و بدبینی:
همچو کسی که در خودش کسری وجود دارد میپندارد که در جهان نقص و قصور است، در منتهای بدبختی زندگی میکند، تصمیم به خودکشی میگیرد. خیال میکند فکر بلند، او را به بدبینی کشانده است، نمیداند که به فکر بلند و کوتاه مربوط نیست، فقر دینی او را به اینجا کشانده است، خلأ روحی و فکری چنینش کرده است.
بیماریهای روحی و روانی امروز:
همه قبول دارند که دین سرگرم کننده است، اما خیال میکنند که سرگرمکننده تحمیلی است. بچه اگر به اسباببازی سرگرم میشود به مقتضای غریزه است، والّا چرا آدم بزرگ سرگرم نمیشود؟ چرا امروز در ممالک متمدنتر و متمتعتر، امراض روحی و عوارض عصبی زیادتر شده؟ یک وقتی در یک جایی خواندم که در آمریکا هفتصد بیمارستان امراض روحی موجود است. پس معلوم میشود بودن دین با طبیعت بشر و زندگی سازگارتر است از نبودنش. هیچگاه امر تحمیلی اینطور نمیتواند باشد که مکمل و متمم واقع شود. امر متناسب با استعداد طبیعی است که اینچنین است. آنچه طبیعی است طبیعت او را با آغوش باز میپذیرد و به وسیله او شکفته میشود و آنچه غیر طبیعی است طبیعت را ضعیف میکند. در صفحه ٢٢٢ از ویلیام جیمز نقل کردیم که در دین، هم جذب است و هم شادمانی و موجب شکفتگی روح است.
خلاصه بحث این است که درست است که منشأ و مقصد بسیاری از حرکات آدمی امور مادی است، اما منشأ و مقصد همه آنها