مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٥ - مشکل کشته شدن عثمان ( مشکل نفاق )
در پیش داریم، داستان کشته شدن عثمان بود. علی وارث خلافتی میشد که خلیفه قبل از او را انقلابیونی که انقلاب کردهاند کشتهاند، حتی اجازه دفن او را هم نمیدهند و اعتراضات فراوانی دارند. حال این گروه انقلابی به علی پیوسته است.
مردمِ دیگر چه نظری دارند؟ همه مردم که مثل این انقلابیون فکر نمیکنند، و خود علی فکرش نه با انقلابیون میخواند و نه با مخالفین انقلابیون و نه با عامّه مردم. از یک طرف عثمان است و اطرافیان عثمان و آنهمه اجحافها و بیعدالتیها و ستمگریها و آنهمه اعطاء امتیازات به خویشاوندها، و از طرف دیگر گروههایی خشمناک و عصبانی از حجاز و مدینه و بصره و کوفه و مصر، از همه جا آمدهاند معترض و منتقد.
عثمان هم تسلیم نمیشود. علی سفیر است میان انقلابیون و عثمان، که این هم جریان عجیبی دارد. علی با روش عثمان مخالف است و در عین حال مخالف است که باب خلیفه کشی باز شود؛ نمیخواهد خلیفه را بکشند که باب فتنه بر روی مسلمین باز گردد، که این داستان مفصلی دارد [١]. نسبت به عثمان منتقد است و کوشش دارد او را از راهی که میرود منصرف کند و به راه راست بیاورد، بلکه آتش انقلابیون خاموش شود و فتنه بخوابد. نه عثمان و طرفداران عثمان حاضر شدند [از راه خود منصرف شوند] و نه انقلابیون دست از انقلاب خودشان برداشتند. نتیجهاش همین شد.
علی میدانست که مسأله قتل عثمان مسألهای خواهد بود [که موجب فتنه خواهد شد] خصوصاً با توجه به این نکته بسیار عجیب که ما فقط امروز میبینیم علمای اجتماع یعنی جامعه شناسان و مورخین محققی که در تاریخ اسلام مطالعه کردهاند آن را کشف کردهاند- و میبینیم نهج البلاغه هم این مطلب را توضیح میدهد- که در قتل عثمان بعضی از طرفداران خود عثمان نیز دست داشتند؛ آنها هم میخواستند عثمان کشته شود، فتنه در دنیای اسلام بپا گردد و آنها از این آب گل آلود استفاده کنند (اینها در متن نهج البلاغه است). مخصوصاً معاویه در قتل عثمان کاملًا دست داشت؛ باطناً کوشش میکرد این فتنه بالا بگیرد، عثمان کشته شود تا او از کشته شدن عثمان بهره برداری کند. این یک مشکل، که دیگر بیش از این نمیتوانم دربارهاش بحث کنم.
[١] در چهارده جای نهج البلاغه، علی علیه السلام در موضوع کشته شدن عثمان بحث کرده است.