مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٥ - تقوا
تا آنجا که میفرماید:
الا وَ انَّ الْخَطایا خَیلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَیها اهْلُها وَ خُلِعَتْ لُجُمُها فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِی النّارِ. الا وَ انَّ التَّقْوی مَطایا ذُلُلٌ حُمِلَ عَلَیها اهْلُها وَ اعْطوا ازِمَّتَها فَاوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّةَ [١].
همانا خطاها و گناهان و زمام را در اختیار هوای نفس [قرار] دادن، مانند اسبهای سرکش و چموشی است که لجام از سر آنها بیرون آورده شده و اختیار از کف سوار بیرون رفته باشد و عاقبت اسبها سوارهای خود را در آتش افکنند. و مثل تقوا مثل مرکبهای رهوار و مطیع و رام است که مهارشان در دست سوار است و آن مرکبها با آرامش سوارهای خود را به سوی بهشت میبرند.
در این خطبه تقوا به عنوان یک حالت روحی و معنوی که اثرش ضبط و مالکیت نفس است ذکر شده است. این خطبه میگوید لازمه بیتقوایی و مطیع هوای نفس بودن، ضعف و زبونی و بیشخصیت بودن در برابر محرکات شهوانی و هواهای نفسانی است. انسان در آن حالت مانند سوار زبونی است که از خود اراده و اختیاری ندارد و این مرکب است که به هر جا که دلخواهش هست میرود. لازمه تقوا قدرت اراده و شخصیت معنوی داشتن و مالک حوزه وجود خود بودن است، مانند سوار ماهری که بر اسب تربیت شدهای سوار است و با قدرت و تسلط کامل آن اسب را در جهتی که خود انتخاب کرده میراند و اسب در کمال سهولت اطاعت میکند.
انَّ تَقْوَی اللَّهِ حَمَتْ اوْلِیاءَ اللَّهِ مَحارِمَهُ وَ الْزَمَتْ قُلوبَهُمْ مَخافَتَهُ حَتَّی اسْهَرَتْ لَیالِیهُمْ وَ اظْمَأَتْ هَواجِرَهُمْ [٢].
تقوای الهی اولیای خدا را در حمایت خود قرار داده، آنان را از تجاوز به
[١]. نهج البلاغه، خطبه ١٦.[٢]. نهج البلاغه، خطبه ١١٣.