مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩١ - دو موقف ممتاز
است که شرح دادیم.
سکوت و مدارا در برخی شرایط بیش از قیامهای خونین نیرو و قدرت تملک نفس میخواهد. مردی را در نظر بگیرید که مجسمه شجاعت و شهامت و غیرت است، هرگز به دشمن پشت نکرده و پشت دلاوران از بیمش میلرزد؛ اوضاع و احوالی پیش میآید که مردمی سیاست پیشه از موقع حساس استفاده میکنند و کار را بر او تنگ میگیرند تا آنجا که همسر بسیار عزیزش مورد اهانت قرار میگیرد و او خشمگین وارد خانه میشود و با جملههایی که کوه را از جا میکند شوهر غیور خود را مورد عتاب قرار میدهد و میگوید:
«پسر ابوطالب! چرا به گوشه خانه خزیدهای؟ تو همانی که شجاعان از بیم تو خواب نداشتند؛ اکنون در برابر مردمی ضعیف سستی نشان میدهی؟
ای کاش مرده بودم و چنین روزی را نمیدیدم.».
علی خشمگین از ماجراها از طرف همسری که بینهایت او را عزیز میدارد اینچنین تهییج میشود. این چه قدرتی است که علی را از جا نمیکند؟! پس از استماع سخنان زهرا، با نرمی او را آرام میکند که: نه، من فرقی نکردهام، من همانم که بودم، مصلحت چیز دیگر است. تا آنجا که زهرا را قانع میکند و از زبان زهرا میشنود:«حَسْبِی اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل».
ابن ابی الحدید در ذیل خطبه ٢١٥ این داستان معروف را نقل میکند:
«روزی فاطمه سلام اللَّه علیها علی علیه السلام را دعوت به قیام میکرد. در همین حال فریاد مؤذن بلند شد که «اشْهَدُ انَّ مُحَمَّداً رَسولُ اللَّه». علی علیه السلام به زهرا فرمود: آیا دوست داری این فریاد خاموش شود؟ فرمود: نه. فرمود:
سخن من جز این نیست.».
اما قیام شکوهمند و منحصر به فرد علی که به آن میبالد و میگوید احدی دیگر جرأت چنین کاری را نداشت، قیام در برابر خوارج بود: