مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٢ - دموکراسی علی
به نماز ایستاده و مردم نیز به او اقتدا کردهاند. یکی از خوارج به نام ابن الکوّاء فریادش بلند شد و آیهای را به عنوان کنایه به علی، بلند خواند:
«وَ لَقَدْ اوحِی الَیک وَ الَی الَّذینَ مِنْ قَبْلِک لَئِنْ اشْرَکتَ لَیحْبَطَنَّ عَمَلُک وَ لَتَکونَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ.» [١].
این آیه خطاب به پیغمبر است که به تو و همچنین پیغمبران قبل از تو وحی شد که اگر مشرک شوی اعمالت از بین میرود و از زیانکاران خواهی بود. ابن الکوّاء با خواندن این آیه خواست به علی گوشه بزند که سوابق تو را در اسلام میدانیم، اول مسلمان هستی، پیغمبر تو را به برادری انتخاب کرد، در لیلة المبیت فداکاری درخشانی کردی و در بستر پیغمبر خفتی، خودت را طعمه شمشیرها قراردادی و بالأخره خدمات تو به اسلام قابل انکار نیست، اما خدا به پیغمبرش هم گفته اگر مشرک بشوی اعمالت به هدر میرود، و چون تو اکنون کافر شدی اعمال گذشته را به هدر دادی.
علی در مقابل چه کرد؟! تا صدای او به قرآن بلند شد، سکوت کرد تا آیه را به آخر رساند. همینکه به آخر رساند، علی نماز را ادامه داد. باز ابن الکوّاء آیه را تکرار کرد و بلافاصله علی سکوت نمود. علی سکوت میکرد چون دستور قرآن است که:
اذا قُرِئَ الْقُر انُ فَاسْتَمِعوا لَهُ وَ انْصِتوا [٢].
هنگامی که قرآن خوانده میشود گوش فرا دهید و خاموش شوید.
و به همین دلیل است که وقتی امام جماعت مشغول قرائت است مأمومین باید ساکت باشند و گوش کنند.
بعد از چند مرتبهای که آیه را تکرار کرد و میخواست وضع نماز را بهم زند، علی این آیه را خواند:
[١] زمر/ ٦٥.[٢] اعراف/ ٢٠٤.