مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٣ - نمونه هایی از تاریخ اسلام
اظهار داشتند:
«برخی از افراد قبیله ما اسلام اختیار کردهاند. گروهی از مسلمانان را به میان ما بفرست که معنی دین را به ما بیاموزانند، قرآن را به ما تعلیم دهند و اصول و قوانین اسلام را به ما یاد بدهند.».
رسول اکرم شش نفر از اصحاب خویش را برای این منظور همراه آنها فرستاد و ریاست گروه را بر عهده مردی به نام مَرْثَدبن ابی مَرْثَد و یا مرد دیگری به نام عاصم بن ثابت گذاشت.
فرستادگان رسول خدا همراه آن هیأت که به مدینه آمده بودند روانه شدند تا در نقطهای که محل سکونت قبیله هُذَیل بود رسیدند و فرود آمدند. یاران رسول خدا بی خبر از همه جا آرمیده بودند که ناگاه گروهی از قبیله هذیل مانند صاعقه آتشبار با شمشیرهای آهیخته بر سر آنها حمله آوردند. معلوم شد که هیأتی که به مدینه آمده بودند از اول قصد خدعه داشتهاند و یا به این نقطه که رسیدهاند به طمع افتاده و تغییر روش دادهاند. به هر حال معلوم است این افراد با قبیله هذیل ساختهاند و هدف، دستگیری این شش نفر مسلمان است. یاران رسول خدا همینکه از موضوع آگاه شدند به سرعت به طرف اسلحه خویش رفتند و آماده دفاع از خویش گشتند. ولی هذیلیها سوگند یاد کردند که هدف ما کشتن شما نیست، هدف ما این است که شما را تحویل قرشیان در مکه بدهیم و پولی از آنها بگیریم. ما هم اکنون با شما پیمان میبندیم که شما را نکشیم. سه نفر از اینها و از آن جمله عاصم بن ثابت گفتند: ما هرگز ننگ پیمان مشرک را نمیپذیریم. جنگیدند تا کشته شدند. اما سه نفر دیگر به نام زیدبن دَثِنَّه و خُبَیب بن عَدی و عبد اللَّه بن طارق نرمش نشان دادند و تسلیم شدند.
هذیلیها این سه نفر را با طناب محکم بستند و به طرف مکه روانه شدند. عبد اللَّه بن طارق نزدیک مکه دست خویش را از بند بیرون آورد و دست به شمشیر برد اما دشمن مجال نداد، با ضرب سنگ او را کشتند. زید و خبیب به مکه برده شدند و در مقابل دو اسیر از هذیل که در مکه داشتند آنها را فروختند و رفتند.
صفوان بن امیه قُرَشی، زید را از آن کس که در اختیارش بود خرید که به انتقام