مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٩ - مشورت
میگوید] پیغمبر ما، عزیزما! در کارها با مسلمین مشورت کن. عجبا! پیغمبر است، نیازی به مشورت ندارد. رهبری مشورت میکند که نیاز به مشورت دارد. او نیاز به امر مشورت ندارد ولی برای اینکه این اصل را پایه گذاری نکند که بعدها هرکس که حاکم و رهبر شد، [بگویند او] مافوق دیگران است، او فقط باید دستور بدهد دیگران باید عمل کنند و مشورت معنی ندارد، [لهذا مشورت میکرد]. علی هم مشورت میکرد، پیغمبر هم مشورت میکرد. آنها نیازی به مشورت نداشتند ولی مشورت میکردند برای اینکه اولًا دیگران یاد بگیرند، و ثانیاً مشورت کردن شخصیت دادن به همراهان و پیروان است. آن رهبری که مشورت نکرده- ولو صددرصد هم یقین داشته باشد- تصمیم میگیرد، اتباع او چه حس میکنند؟
میگویند پس معلوم میشود ما حکم ابزار را داریم، ابزاری بیروح و بیجان. ولی وقتی خود آنها را در جریان گذاشتید، روشن کردید و در تصمیم شریک نمودید، احساس شخصیت میکنند و در نتیجه بهتر پیروی میکنند.«وَ شاوِرْهُمْ فِی الْامْرِ فَاذا عَزَمْتَ فَتَوَکلْ عَلَی اللَّهِ.» ای پیغمبر! ولی کار مشورتت به آنجا نکشد که مثل آدمهای دودل باشی؛ قبل از اینکه تصمیم بگیری مشورت کن، ولی رهبر همین قدر که تصمیم گرفت تصمیمش باید قاطع باشد. بعد از تصمیم یکی میگوید: اگر اینجور کنیم چطور است؟ دیگری میگوید: آن جور کنیم چطور است؟ باید گفت: نه، دیگر تصمیم گرفتیم و کار تمام شد. قبل از تصمیم مشورت، بعد از تصمیم قاطعیت. همین قدر که تصمیم گرفتی، به خدا توکل کن و کار خودت را شروع کن و از خدای متعال هم مدد بخواه.
این مطلب را که عرض کردم به مناسبت بحث دعوت و تبلیغ بود که یکی از اصول دعوت و تبلیغ، رفق و نرمش و ملایمت و پرهیز از هر گونه خشونت و اکراه و اجبار است. خود مسأله رهبری و مدیریت مسأله مستقلی در سیره نبوی است که اگر بخواهیم یک سیره تحلیلی بیان کنیم یکی از مسائل آن روش پیغمبر اکرم در مدیریت و اداره جامعه است که مقداری به تناسب عرض کردم که پیغمبر اکرم در مدیریتشان چگونه بودند و علی علیه السلام هم همانطور، و به هر حال خود بحث روش پیغمبر در مدیریت بحث مستقلی است و ان شاء اللَّه شاید در جلسه دیگری بحث خودم را درباره سیره نبوی ادامه بدهم و قسمتهای دیگری از سیره نبوی را از جمله در باب رهبری و مدیریت عرض کنم. فعلًا بحث ما در دعوت و تبلیغ است.