مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠ - الف اصل غدر
شکسته بشود و محترم شناخته نشود دیگر چیزی باقی نمیماند [١]. متأسفم که عین عبارات را حفظ نیستم والّا به قدری علی این مطلب را زیبا بیان میکند که دیگر از این بهتر نمیشود بیان کرد.
حالا اینهایی که میگویند اخلاق مطلقاً نسبی است، من از اینها میپرسم: آیا شما برای یک رهبر، اصل غدر و خیانت را هم نسبی میدانید؟ یعنی میگویید در یک جا باید خیانت کند، در جای دیگر خیانت نکند، در یک شرایط اصل غدر و خیانت درست است، در شرایط دیگر خلاف آن؟ یا نه، اصل غدر و خیانت مطلقاً محکوم است.
ب. اصل تجاوز.
اصل تجاوز چطور؟ یعنی از حد یک قدم جلوتر رفتن حتی با دشمن. آیا آنجا که اسب ما میرود، با دشمن ولو مشرک، حالا که او دشمن است و مشرک و ضد مسلک و عقیده ما، دیگر حدی در کار نیست؟ قرآن میگوید حد در کار است حتی در مورد مشرک. میگوید:«وَ قاتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ الَّذینَ یقاتِلونَکمْ وَ لاتَعْتَدوا» [٢] ای مسلمانان! با این کافران که با شما میجنگند بجنگید ولی «وَ لاتَعْتَدوا». اینجا اساساً سخن از کافر است: باکفار و مشرکین هم که میجنگید حد را از دست ندهید. یعنی چه حد را از دست ندهید؟ این را در تفاسیر ذکر کردهاند، فقه هم بیان میکند: پیغمبر اکرم در وصایای خودشان همیشه در جنگها توصیه میکردند، علی علیه السلام نیز در جنگها توصیه میکرد- و در نهج البلاغه هست- که وقتی دشمن افتاده و مجروح است و مثلًا دیگر دستی ندارد تا با تو بجنگد، به او کاری نداشته باشید. فلان پیرمرد در جنگ شرکت نکرده، به او کاری نداشته باشید. به کودکانشان کاری نداشته باشید. آب را بر آنها نبندید. از این کارهایی که امروز خیلی معمول است (مثل استفاده از گازهای سمی) نکنید. گازهای سمی در آن زمان نبوده ولی استفاده از آن نظیر این کارهای غیر انسانی و ضد انسانی و مثل این است که آب را ببندند. اینها دیگر از حد تجاوز کردن است. حتی ببینید راجع به خصوص کفار قریش، قرآن چه
[١] نهج البلاغه فیض الاسلام، ص ١٠٢٧، فرمان مالک اشتر.[٢] بقره/ ١٩٠.