مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٨ - مواد قرارداد
١. «حکومت به معاویه واگذار میشود [١] بدین شرط که به کتاب خدا و سنت پیغمبر و سیره خلفای شایسته عمل کند.».
[در اینجا لازم است مطلبی را عرض کنم:] امیرالمؤمنین یک منطقی دارد و آن منطق این است که میگوید: به خاطر اینکه خودم خلیفه باشم یا دیگری، با اینکه خلافت حق من است قیام نمیکنم، آن وظیفه مردم است. من آن وقت قیام میکنم که آن کسی که خلافت را بر عهده گرفته است کارها را از مجرا خارج کرده باشد. در نهج البلاغه است:«وَاللَّهِ لَاسَلِّمَنَّ ما سَلِمَتْ امورُالْمُسْلِمینَ وَلَمْ یکن فیها جَوْرٌ الّا عَلَی خاصَّةً» [٢] یعنی مادامی که ظلم فقط بر شخص من است که حق مرا از من گرفتهاند و منهای این سایر کارها در مجرای خودش است، من تسلیمم؛ من آن وقت قیام میکنم که کارهای مسلمین از مجرا خارج شده باشد.
این ماده قرارداد این است [و در واقع] امام حسن اینچنین قرارداد میبندد:
مادامی که ظلم فقط به من است و مرا از حق خودم محروم کردهاند ولی آن غاصب متعهد است که امور مسلمین را در مجرای صحیح اداره کند، من به این شرط حاضرم کنار بروم.
٢. «پس از معاویه حکومت متعلق به حسن است و اگر برای او حادثهای پیش آمد متعلق به حسین.» این جمله مفهومش این است که این صلح یک مدت موقتی دارد، نه اینکه [امام حسن] گفت دیگر ما گذشتیم و رفتیم، این تو و این خلافت، تا هر وقت هر کار میخواهی بکن؛ نه، «تا معاویه هست»، این صلح تا زمان معاویه است، شامل بعد از زمان معاویه نمیشود، پس معاویه حق ندارد برای بعد از زمان خودش توطئهای بچیند: «و معاویه حق ندارد کسی را به جانشینی خود انتخاب کند.».
٣. معاویه در شام لعن و ناسزای به امیرالمؤمنین را رسم کرده بود. این را در متن صلحنامه قید کردند که باید این عمل زشت موقوف باشد: «معاویه باید ناسزا به امیرالمؤمنین و لعنت بر او را در نمازها ترک کند و علی را جز به نیکی یاد ننماید» که این را هم معاویه تعهد و امضا کرد. اینها روی علی تبلیغ میکردند، میگفتند علی را
[١] تعبیر اینجا «حکومت» است که این، تعبیر فارسی آن است ولی عبارت عربی «تسلیم امر» است، یعنی کار به او واگذار میشود.[٢] نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه ٧٤.