مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١١ - ممیزات خوارج
پایین است.
معاویه هنگامی که پیک علی علیه السلام در شام بود، در حالی که روز چهارشنبه بود گفت اعلام نماز جمعه کنید. اعلام نماز جمعه کردند. در روز چهارشنبه نماز جمعه خواند. احدی به او اعتراض نکرد. در خفا نماینده علی علیه السلام را خواست، گفت: «برو به علی بگو با صدهزار شمشیرزن به سراغ تو میآیم که چهارشنبه را از جمعه تشخیص نمیدهند. به علی بگو حساب کار خودت را بکن». حالا حسینیه ارشاد گنهکار شده است که یک روزی راجع به فلسطینیها بحث کرده و گفته است مردم! به فلسطینیها کمک کنید. یک عده یهودی- که جاسوسهای اسرائیل در این مملکت فراوانند و بسیاری از مسلمانهای خودمان با کمال تأسف جاسوس آنها هستند- با حسینیه ارشاد کینه برداشتهاند و روزی نیست که علیه حسینیه ارشاد شایعه درست نکنند [١] من از شما هیچ چیزی نمیخواهم جز اینکه بگویم چشمتان را باز کنید، تحقیق کنید، بدانید عناصر یهود در این مملکت و در همه ممالک اسلامی فراوانند؛ دست اینها، جاسوسها و پول اینها مرتب دارد کار میکند. از خوارج نهروان نباشید. آخر تا کی ما میخواهیم به نام اسلام علیه اسلام شمشیر بزنیم؟! اگر ما از این درسها پند نگیریم، پس از چه میخواهیم پند بگیریم؟ چرا ما هر سال میآییم جمع میشویم به نام علی مجلس میگیریم؟ چون علی زندگیاش آموزنده است. یکی از نکات آموزنده زندگی علی علیه السلام همین مبارزه با خوارج است، مبارزه با خشکه مقدسی است، مبارزه با نفاق است، مبارزه با جهالت است. علی شیعه جاهل نمیخواهد، علی شیعهای که حقه بازها و یهودیها و جهودها بیایند شایعه درست کنند بگویند اقبال پاکستانی به امام جعفر صادقتان فحش داده، بعد مثل برق در میان این مردم ساری و جاری بشود که اقبال پاکستانی- العیاذباللَّه- ناصبی بوده (این مردی که مخلص اهل بیت پیغمبر است) و نروند کتابش را باز کنند یا اقلًا تاریخش را از سفارت پاکستان یا جای دیگر بپرسند، چنین شیعهای را علی علیه السلام نمیخواهد و از او بیزار است. چشمهایتان را باز کنید، گوشهایتان را باز کنید، هر حرفی را که
[١]. [درباره رابطه استاد شهید با حسینیه ارشاد، رجوع شود به کتاب سیری در زندگانی استاد مطهری، چاپ انتشارات صدرا.]