مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٥ - تابع گرایی و متبوع گرایی
خود خواهد آمد.
در نهج البلاغه، حکمت ٢٦٩ این مطلب به نیکوترین شکلی بیان شده است:
النّاسُ فِی الدُّنْیا عامِلانِ: عامِلٌ عَمِلَ فِی الدُّنْیا لِلدُّنْیا قَدْ شَغَلَتْهُ دُنْیاهُ عَنْ اخِرَتِهِ، یخْشی عَلی مَنْ یخْلُفُهُ الْفَقْرَ وَ یأْمَنُهُ عَلی نَفْسِهِ فَیفْنی عُمُرَهُ فی مَنْفَعَةِ غَیرِهِ، وَ عامِلٌ عَمِلَ فِی الدُّنْیا لِما بَعْدَها فَجاءَ هُ الَّذی لَهُ مِنَ الدُّنْیا بِغَیرِعَمَلٍ، فَاحْرَزَ الْحَظَّینِ مَعاً و مَلَک الدّارَینِ جَمیعاً، فَاصْبَحَ وَجیهاً عِنْدَاللَّهِ لا یسْأَلُ اللَّهَ حاجَةً فَیمْنَعُهُ.
مردم در دنیا از نظر عمل و هدف دوگونهاند: یکی تنها برای دنیا کار میکند و هدفی ماورای امور مادی ندارد. سرگرمی به امور مادی و دنیوی او را از توجه به آخرت بازداشته است. چون غیر از دنیا چیزی نمیفهمد و نمیشناسد، همواره نگران آینده بازماندگان است که چگونه وضع آنان را برای بعد از خودش تأمین کند اما هرگز نگران روزهای سختی که خود در پیش دارد نیست، لهذا عمرش در منفعت بازماندگانش فانی میگردد. یک نفر دیگر آخرت را هدف قرار میدهد و تمام کارهایش برای آن هدف است اما دنیا خودبه خود و بدون آنکه کاری برای آن و به خاطر آن صورت گرفته باشد به او رو میآورد. نتیجه این است که بهره دنیا و آخرت را توأماً احراز میکند و مالک هر دو خانه میگردد. چنین کسی صبح میکند در حالی که آبرومند نزد پروردگار است و هرچه از خدا بخواهد به او اعطا میکند.
مولوی تشبیه خوبی دارد؛ آخرت و دنیا را به قطار شتر و پشکل شتر تشبیه میکند. میگوید اگر کسی هدفش داشتن قطار شتر باشد خواه ناخواه و بالتبع پشم و پشکل هم خواهد داشت، اما اگر کسی هدفش فقط پشم و پشکل باشد هرگز صاحب قطار شتر نخواهد شد؛ دیگران صاحب قطار شتر خواهند بود و او باید از پشم و پشکل شتر دیگران استفاده کند. میگوید:
صید دین کن تا رسد اندر تبع | حسن و مال و جاه و بخت منتفع | |