مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٤ - تابع گرایی و متبوع گرایی
محرومیت از آخرت است یک سلسله گناهان زندگی برباد ده است نه برخورداری از یک زندگی سالم مرفه و تنعم به نعمتهای پاکیزه و حلال خدا؛ همچنانکه چیزهایی که موجب محرومیت از دنیاست تقوا و عمل صالح و ذخیره اخروی داشتن نیست، یک سلسله عوامل دیگر است.
بسیاری از پیغمبران، امامان، صالحان از مؤمنین که در خوبی آنها تردیدی نیست، کمال برخورداری از نعمتهای حلال دنیا داشتهاند.
علیهذا فرضاً از جملهای چنین استفاده شود که میان برخورداری از دنیا و برخورداری از آخرت تضاد است، به حکم ادله قطعی مخالف، قابل قبول نیست.
ثانیاً اگر درست دقت شود نکته جالبی از تعبیراتی که در این زمینه آمده استفاده میشود و هیچ گونه منافاتی میان این تعبیرات و آن اصول قطعی مشاهده نمیشود.
برای اینکه آن نکته روشن شود مقدمه کوتاهی باید ذکر شود و آن اینکه در اینجا سه نوع رابطه وجود دارد که باید مورد بررسی قرار گیرد:
١. رابطه میان برخورداری از دنیا و برخورداری از آخرت.
٢. رابطه میان هدف قرار گرفتن دنیا و هدف قرار گرفتن آخرت.
٣. رابطه میان هدف قرار گرفتن یکی از ایندو با برخورداری از دیگری.
رابطه اول به هیچ وجه از نوع تضاد نیست و لهذا جمع میان آندو ممکن است.
رابطه دوم از نوع تضاد است و امکان جمع میان آندو وجود ندارد.
اما رابطه سوم تضاد یکطرفه است؛ یعنی میان هدف قرار گرفتن دنیا و برخورداری از آخرت تضاد است ولی میان هدف قرار گرفتن آخرت و برخورداری از دنیا تضاد نیست.
تابع گرایی و متبوع گرایی
تضاد میان دنیا و آخرت از نظر هدف قرار گرفتن یکی و برخورداری از دیگری، از نوع تضاد میان ناقص و کامل است که هدف قرار گرفتن ناقص مستلزم محرومیت از کامل است اما هدف قرارگرفتن کامل مستلزم محرومیت از ناقص نیست، بلکه مستلزم بهره مندی از آن به نحو شایسته و در سطح عالی و انسانی است همچنانکه در مطلق تابع و متبوعها وضع چنین است؛ اگر انسان هدفش استفاده ار تابع باشد از متبوع محروم میماند، ولی اگر متبوع را هدف قرار دهد تابع خود به