مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٨ - وابستگیها و آزادگیها
است که فاقد تمکین و تسلیم باشد. خاصیت شیفتگی و تعلق به چیزی این است که توجه انسان را به خود معطوف میسازد و آگاهی او را از خودش سلب میسازد و او را از خود میفراموشاند و درنتیجه این موجود آگاه آزاد که نامش «انسان» است و شخصیتش در این دو کلمه خلاصه میشود، به صورت موجودی ناخودآگاه و اسیر درمیآید. بر اثر فراموش کردن خود، ارزشهای انسانی را از یاد میبرد و در اسارت و وابستگی از حرکت و تعالی باز میماند و در نقطهای راکد میشود.
اگر فلسفه مبارزه اسلام با دنیاپرستی احیای شخصیت انسانی است، میبایست از هر پرستشی و از هر پابندی جلوگیری کند و حال آنکه تردیدی نیست که اسلام آزادی از ماده را مقدمه تقید به معنی، و رهایی از دنیا را برای پابند شدن به آخرت، و ترک خرما را برای به دست آوردن خدا میخواهد.
عرفان که به آزادی از هرچه رنگ تعلق پذیرد دعوت میکند، استثنایی هم در کنارش قرار میدهد.
حافظ میگوید:
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود | ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است | |