مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٩ - زهد، برداشت کم برای بازدهی زیاد
همکاریهای اجتماعی و چه از نظر شرافت و حیثیت انسانی و چه از نظر عروج و صعود به عالم بالا، همه و همه رابطه معکوس دارند با برداشتها و برخورداریهای مادی.
انسان این ویژگی را دارد که برداشت و برخورداری زیاد از ماده و طبیعت و تنعم و اسراف در لذات، او را در آنچه هنر و کمال انسانی نامیده میشود ضعیفتر و زبونتر و بیبارتر و عقیمتر میسازد، و برعکس پرهیز از برداشت و برخورداری (البته در حدود معینی) گوهر او را صفا و جلا میبخشد، فکر و اراده (دو نیروی عالی انسانی) را نیرومندتر میکند.
این حیوان است که برداشت و برخورداری بیشتر، او را در کمال حیوانی به جلو میبرد. در حیوان نیز آنچه به منزله «هنر» نامیده میشود اینطور نیست؛ یعنی یک حیوان برای اینکه چاقتر بشود و گوشتش بهتر مورد استفاده قرار بگیرد و یا برای اینکه شیر و پشم بیشتری بدهد باید هرچه بیشتر تیمار شود، اما یک اسب مسابقه چنین نیست. اسب سرطویله محال است که از عهده مسابقه بیرون آید؛ اسبی میباید که روزها بلکه ماهها تمرین کم خوراکی دیده باشد و لاغرمیان شده باشد، گوشتها و پیههای اضافی را ریخته باشد تا چابک و چالاک شده و به تیز روی که از نوع «هنر» و فعالیت برای آن حیوان است قادر گردد.
زهد برای آدمی تمرین است، اما تمرین روح. روح با زهد ورزش مییابد و تعلقات اضافی را میریزد، سبکبال و سبکبار میگردد و در میدان فضایل، سبک به پرواز در میآید.
از قضا علی علیه السلام از تقوا و زهد به «ورزش» تعبیر میکند. کلمه «ریاضت» در مفهوم اصلی خودش عبارت است از ورزش و تمرین مقدماتی اسب مسابقه.
ورزش هم «ریاضت» نامیده میشود. میفرماید:
وَ انَّما هِی نَفْسی اروضُها بِالتَّقْوی [١].
همانا نفس خویش را با تقوا ورزش میدهم.
[١]. نهج البلاغه، نامه ٤٥.