مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٨ - زاهد و راهب
زاهد و راهب
گفتیم اسلام به زهد دعوت و رهبانیت را محکوم کرده است. زاهد و راهب هردو از تنعم و لذت گرایی دوری میجویند ولی راهب از جامعه و تعهدات و مسؤولیتهای اجتماعی میگریزد و آنها را جزء امور پست و مادی دنیایی میشمارد و به صومعه و دیر و دامن کوه پناه میبرد، اما زاهد به جامعه و ملاکهای آن و ایدههای آن و مسؤولیتها و تعهدهای آن رو میآورد. زاهد و راهب هر دو آخرت گرایند، اما زاهد آخرت گرای جامعه گراست و راهب آخرت گرای جامعه گریز. در لذت گریزی نیز ایندو در یک حد نمیباشند؛ راهب سلامت و نظافت و قوّت و انتخاب همسر و تولید فرزند را تحقیر میکند اما زاهد حفظ سلامت و رعایت نظافت و برخورداری از همسر و فرزند را جزء وظیفه میشمارد. زاهد و راهب هردو تارک دنیایند اما دنیایی که زاهد آن را رها میکند سرگرم شدن به تنعم و تجمل و تمتعات و این امور را کمال مطلوب و نهایت آرزو دانستن است، ولی دنیایی که راهب آن را ترک میکند کار، فعالیت و تعهد و مسؤولیت اجتماعی است. این است که زهد زاهد برخلاف رهبانیت راهب در متن زندگی و در بطن روابط اجتماعی است و نه تنها با تعهد و مسؤولیت اجتماعی و جامعه گرایی منافات ندارد بلکه وسیله بسیار مناسبی است برای خوب از عهده مسؤولیتها برآمدن.