مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٧ - مقایسه با سایر مواعظ
این بخش از ادبیات اسلامی جلوه خویش را نموده است و یک روح خاص بر همه آنها حکمفرماست.
اگر کسی با قرآن کریم و کلمات رسول اکرم و امیرالمؤمنین و سایر ائمه دین و اکابر اولیه مسلمین آشنا باشد میبیند یک روح که همان روح اسلامی است در همه مواعظ فارسی آشکار است؛ همان روح است ولی در جامه و پیکره زبان شیرین فارسی.
اگر کسی یا کسانی در دو زبان عربی و فارسی تبحر داشته باشند و با سایر زبانهایی که ادبیات اسلامی را منعکس کردهاند نیز آشنایی داشته باشند و شاهکارهایی که در زمینه مواعظ اسلامی به وجود آمده جمع آوری کنند، معلوم خواهد شد که فرهنگ اسلامی از این نظر فوق العاده غنی و پیشرفته است.
ولی تعجب در این است که همه نبوغ فارسی زبانان از نظر مواعظ در شعر ظهور کرده است اما در نثر هیچ اثر برجستهای وجود ندارد. در نثر آنچه وجود دارد به صورت جملههای کوتاه و کلمات قصار است، مانند نثر گلستان که قسمتی از آنها موعظه است و در نوع خود شاهکار است و یا جملههایی که از خواجه عبد اللَّه انصاری نقل شده است.
البته اطلاعات من ضعیف است ولی تا آنجا که اطلاع دارم در متون فارسی یک نثر موعظهای قابل توجه که از حدود کلمات قصار تجاوز کرده باشد و به اصطلاح در حد یک مجلس ولو کوتاه بوده باشد وجود ندارد، خصوصاً اینکه شفاهاً و از ظهرالقلب القا شده باشد و سپس جمع آوری و در متن کتب ثبت شده باشد.
مجالسی که از مولانا یا از سعدی نقل شده که در مجالس ارشاد برای پیروان خود به صورت وعظ القا میکردهاند، در دست است ولی به هیچ وجه آب و رنگ اشعار موعظهای آن مردان بزرگ را ندارد تا چه رسد به اینکه با مواعظ نهج البلاغه قابل مقایسه باشد.
همچنین است متونی که به صورت رساله یا نامه نوشته شده است و اکنون در دست است، نظیر نصیحة الملوک ابو حامد محمد غزالی و تازیانه سلوک احمد غزالی که نامهای است مفصل خطاب به مرید و شاگردش عین القضاة همدانی.