مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٠ - مقام ممتاز اهل بیت
رحماناند، اگر لب به سخن بگشایند آنچه بگویند عین حقیقت است، فرضاً سکوت کنند دیگران برآنان پیشی نمیگیرند.
هُمْ عَیشُ الْعِلْمِ وَ مَوْتُ الْجَهْلِ، یخْبِرُکمْ حِلْمُهُمْ (حُکمُهُمْ) عَنْ عِلْمِهِمْ، وَ صَمْتُهُمْ عَنْ حِکمِ مَنْطِقِهِمْ، لا یخالِفونَ الْحَقَّ وَ لایخْتَلِفونَ فیهِ. هُمْ دَعائِمُ الْاسْلامِ وَ وَلائِجُ الْاعْتِصامِ، بِهِمْ عادَ الْحَقُّ فی نِصابِهِ وَ انْزاحَ الْباطِلُ عَنْ مَقامِهِ وَ انْقَطَعَ لِسانُهُ عَنْ مَنْبَتِهِ، عَقَلُوا الدّینَ عَقْلَ وِعایةٍ وَ رِعایةٍ لا عَقْلَ سِماعٍ وَ رِوایةٍ، فَانَّ رُواةَ الْعِلْمِ کثیرٌ وَ رُعاتَهُ قَلیلٌ [١].
آنان مایه حیات علم و مرگ جهل میباشند، حلم و بردباریشان (یا حکمهایی که صادر میکنند و رأیهایی که میدهند) از میزان علمشان حکایت میکند، و سکوتهای به موقعشان از توأم بودن حکمت با منطق آنها خبر میدهد، نه با حق مخالفت میورزند و نه در حق اختلاف میکنند. آنان پایههای اسلام و وسایل احتفاظ مردماند، به وسیله آنها حق به جای خود برمیگردد و باطل از جایی که قرار گرفته دور میشود و زبانش از بیخ بریده میشود. آنان دین را از روی فهم و بصیرت و برای عمل فراگرفتهاند، نه آنکه طوطی وار شنیده و ضبط کرده باشند و تکرار کنند، همانا ناقلان علوم فراواناند اما جانبداران آن کماند.
در ضمن کلمات قصار نهج البلاغه داستانی نقل شده که کمیل بن زیاد نخعی گفت:
امیرالمؤمنین علیه السلام (در دوره خلافت و زمان اقامت در کوفه) دست مرا گرفت و با هم از شهر به طرف قبرستان خارج شهر بیرون رفتیم. همینکه به خلوتگاه صحرا رسیدیم، آه عمیقی از دل برکشید و به سخن آغاز کرد.
در مقدمه سخن فرمود: ای کمیل! دلهای فرزندان آدم به منزله ظرفهاست؛ بهترین ظرفها آن است که بهتر مظروف خود را نگهداری کند، پس آنچه میگویم ضبط کن.
علی در این سخنان خود که اندکی مفصل است، مردم را از نظر پیروی راه حق
[١]. نهج البلاغه، خطبه ٢٣٩.