مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥١ - حکمران امانتدار است نه مالک
فَحَقٌّ عَلَی النّاسِ انْ یسْمَعُوا اللَّهَ وَ انْ یطیعوا وَ انْ یجیبوا اذا دُعوا.
بر امام لازم است که آنچنان حکومت کند در میان مردم که خداوند دستور آن را فرود آورده است و امانتی که خداوند به او سپرده است ادا کند. هرگاه چنین کند، بر مردم است که فرمان او را بشنوند و اطاعتش را بپذیرند و دعوتش را اجابت کنند.
چنانکه ملاحظه میشود، قرآن کریم حاکم و سرپرست اجتماع را به عنوان «امین» و «نگهبان» اجتماع میشناسد؛ حکومت عادلانه را نوعی امانت که به او سپرده شده است و باید ادا نماید تلقی میکند. برداشت ائمه دین و بالخصوص شخص امیرالمؤمنین علی علیه السلام عیناً همان چیزی است که از قرآن کریم استنباط میشود.
اکنون که با منطق قرآن در این زمینه آشنا شدیم، به ذکر نمونههای دیگری از نهج البلاغه بپردازیم. بیشتر باید به سراغ نامههای علی علیه السلام به فرماندارانش برویم، مخصوصاً آنها که جنبه بخشنامه دارد. در این نامههاست که شأن حکمران و وظایف او در برابر مردم و حقوق واقعی آنان منعکس شده است.
در نامهای که به عامل آذربایجان مینویسد چنین میفرماید:
وَ انَّ عَمَلَک لَیسَ لَک بِطُعْمَةٍ وَ لکنَّهُ فی عُنُقِک امانَةٌ وَ انْتَ مُسْتَرْعی لِمَنْ فَوْقَک. لَیسَ لَک انْ تَفْتاتَ فی رَعِیةٍ ... [١].
مبادا بپنداری که حکومتی که به تو سپرده شده است یک شکار است که به چنگت افتاده است؛ خیر، امانتی بر گردنت گذاشته شده است و مافوق تو از تو رعایت و نگهبانی و حفظ حقوق مردم را میخواهد. تو را نرسد که به استبداد و دلخواه در میان مردم رفتار کنی.
در بخشنامهای که برای مأمورین جمع آوری مالیات نوشته است، پس از چند جمله موعظه و تذکر میفرماید:
[١]. نهج البلاغه، بخش نامهها، نامه ٥.