مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٥ - تلقی نهج البلاغه از عبادت
کارفرما و مزد به شکلی که میان کارگر و کارفرما متداول است مطرح نیست و نمیتواند مطرح باشد. بر حسب این تلقی، عبادت نردبان قرب است، معراج انسان است، تعالی روان است، پرواز روح است به سوی کانون نامرئی هستی، پرورش استعدادهای روحی و ورزش نیروهای ملکوتی انسانی است، پیروزی روح بر بدن است، عالیترین عکس العمل سپاسگزارانه انسان است از پدیدآورنده خلقت، اظهار شیفتگی و عشق انسان است به کامل مطلق و جمیل علی الاطلاق، و بالأخره سلوک و سیر الی اللَّه است.
بر حسب این تلقی، عبادت پیکری دارد و روحی، ظاهری دارد و معنیای. آنچه به وسیله زبان و سایر اعضای بدن انجام میشود پیکره و قالب و ظاهر عبادت است، روح و معنی عبادت چیز دیگر است. روح عبادت وابستگی کامل دارد به مفهومی که عابد از عبادت دارد و به نوع تلقی او از عبادت و به انگیزهای که او را به عبادت برانگیخته است و به بهره و حظی که از عبادت عملًا میبرد و اینکه عبادت تا چه اندازه سلوک الی اللَّه و گام برداشتن در بساط قرب باشد.
تلقی نهج البلاغه از عبادت
تلقی نهج البلاغه از عبادت چگونه است؟ تلقی نهج البلاغه از عبادت تلقی عارفانه است. بلکه سرچشمه و الهام بخش تلقیهای عارفانه از عبادتها در جهان اسلام، پس از قرآن مجید و سنت رسول اکرم کلمات علی و عبادتهای عارفانه علی است.
چنانکه میدانیم یکی از وجهههای عالی و دورپرواز ادبیات اسلامی (چه در عربی و چه در فارسی) وجهه روابط عابدانه و عاشقانه انسان است با ذات احدیت.
اندیشههای نازک و ظریفی به عنوان خطابه، دعا، تمثیل، کنایه، به صورت نثر یا نظم در این زمینه به وجود آمده است که راستی تحسین آمیز و اعجابانگیز است.
با مقایسه با اندیشههای ماقبل اسلام در قلمرو کشورهای اسلامی میتوان فهمید که اسلام چه جهش عظیمی در اندیشهها در جهت عمق و وسعت و لطف و رقّت به وجود آورده است. اسلام از مردمی که بت یا انسان و یا آتش را میپرستیدند و بر اثر کوتاهی اندیشه مجسمههای ساخته دست خود را معبود خود قرار میدادند و یا خدای لایزال را در حد پدر یک انسان تنزل میدادند و احیاناً پدر