مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٧ - وحدت حق، وحدت عددی نیست
گنجایش پذیری اوست؛ در عین حال از هیچ چیز هم بیرون نیست زیرا بیرون بودن نیز خود مستلزم نوعی محدودیت است.
«بانَ مِنَ الْاشْیاءِ بِالْقَهْرِ لَها وَ الْقُدْرَةِ عَلَیها وَ بانَتِ الْاشْیاءُ مِنْهُ بِالْخُضوعِ لَهُ.» [١].
مغایرت و جدایی او از اشیاء به این است که او قاهر و قادر و مسلط بر آنهاست، و البته هرگز قاهر عین مقهور و قادر عین مقدور و مسلط عین مسخّر نیست، و مغایرت و جدایی اشیاء از او به این نحو است که خاضع و مسخّر پیشگاه کبریایی او میباشند و هرگز آن که در ذات خود خاضع و مسخّر است (عین خضوع و اطاعت است) با آن که در ذات خود بینیاز است، یکی نیست. جدایی و مغایرت حق با اشیاء به این نحو نیست که حد و مرزی آنها را از هم جدا کند، بلکه به ربوبیت و مربوبیت، کمال و نقص، و قوت و ضعف است.
در کلمات علی علیه السلام از این گونه سخن بسیار میتوان یافت. همه مسائل دیگر که بعداً ذکر خواهد شد بر اساس این اصل است که ذات حق وجود مطلق و بینهایت است و هیچ نوع حد و ماهیت و چگونگی درباره او صادق نیست.
وحدت حق، وحدت عددی نیست
یکی دیگر از مسائل توحیدی نهج البلاغه این است که وحدت ذات اقدس احدیت وحدت عددی نیست، نوعی دیگر از وحدت است. وحدت عددی یعنی وحدت چیزی که فرض تکرر وجود در او ممکن است. هرگاه ماهیتی از ماهیات و طبیعتی از طبایع را در نظر بگیریم که وجود یافته است، عقلًا فرض اینکه آن ماهیت فرد دیگر پیدا کند و بار دیگر وجود یابد ممکن است. در این گونه موارد وحدت افراد آن ماهیت وحدت عددی است. این وحدت در مقابل اثنینیت و کثرت است؛
[١] خطبه ١٥٢.