مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٣ - مسائل تعقلی محض
قرآن این مسائل را برای چه منظوری طرح کرده است؟ آیا برای این بوده است که مسائلی نفهمیدنی و درک نشدنی که به قول ندوی اصول و مبادیاش در اختیار بشر نیست، بر بشر عرضه بدارد و از مردم بخواهد تعبداً بدون اینکه آنها را درک کنند بپذیرند، و یا واقعاً میخواسته است که مردم خدا را با این شؤون و صفات بشناسند؟
اگر خواسته است خداوند با این صفات شناخته شود از چه راه است؟ چگونه ممکن است مطالعه در طبیعت ما را با این معارف آشنا نماید؟ مطالعه در مخلوقات بر ما روشن میکند که خداوند علیم است؛ یعنی چیزی که ساخته است از روی علم و دانایی بوده است، ولی آنچه قرآن از ما میخواهد تنها این نیست که او آنچه را آفریده است از روی علم و دانایی بوده است بلکه این است که:«انَّهُ بِکلِّ شَی ءٍ عَلیمٌ» [١]، «لایعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ» [٢]، «قُلْ لَوْکانَ الْبَحْرُ مِداداً لِکلِماتِ رَبّی» [٣]؛ یعنی علم خداوند نامتناهی است، قدرتش نامتناهی است. چگونه و از کجا میتوان از مشاهده عینی و حسی مخلوقات به نامتناهی بودن علم و قدرت پروردگار پی برد.
در قرآن بسیار مسائل دیگر مطرح است از قبیل: کتب علوی، لوح محفوظ، لوح محو و اثبات، جبر و اختیار، وحی و اشراق و غیره که هیچکدام از آنها از طریق مطالعه حسی مخلوقات قابل تحقیق نیست.
قرآن این مسائل را قطعاً به عنوان یک سلسله درسها القاء کرده است و از طرفی تدبر در این درسها را با آیاتی از قبیل:«افَلایتَدَبَّرونَ الْقُرْآنَ امْ عَلی قُلوبٍ اقْفالُها» [٤]، «کتابٌ انْزَلْناهُ الَیک مُبارَک لِیدَّبَّروا ایاتِهِ» [٥] توصیه و تأکید کرده است. ناچار راهی را برای وصول به این حقایق معتبر میدانسته است و به عنوان یک سلسله مجهولات درک نشدنی القاء نمیکرده است.
دایره مسائلی که قرآن در زمینه مسائل ماوراء الطبیعه مطرح کرده است بسیار وسیعتر از آن است که مطالعه در مخلوقات مادی بتواند جوابگوی آنها باشد. همینها سبب شد که مسلمانان گاهی از طریق سیر و سلوک روحی و گاهی از طریق سلوک
[١] شوری/ ١٢.[٢] سبأ/ ٣.[٣] کهف/ ١٠٩.[٤] محمد/ ٢٤.[٥] ص/ ٢٩.