مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٢ - مسائل تعقلی محض
است، و به تعبیر خود قرآن «لَهُ الْمَثَلُ الْاعْلی» [١] است. مطالعه طبیعت چگونه میتواند ما را با چنین مفاهیمی آشنا سازد؟.
مسأله دیگر وحدت و یگانگی خداوند است. قرآن این مسأله را به صورت استدلالی طرح کرده است و با یک «قیاس استثنائی» (به اصطلاح منطق) مطلب را ادا کرده است. برهانی که اقامه کرده همان است که فلسفه اسلامی آن را «برهان تمانع» میخواند. گاهی از طریق تمانع علل فاعلی وارد شده است:«لَوْ کانَ فیهِما الِهَةٌ الَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا» [٢] و گاه از طریق تمانع علل غایی:«مَااتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَما کانَ مَعَهُ مِنْ الهٍ اذاً لَذَهَبَ کلُّ الهٍ بِماخَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلی بَعْضٍ» [٣] در آن بحث کرده است [٤] قرآن هرگز معرفت به یگانگی خدا را از طریق مطالعه در نظام خلقت موجودات بدان سان که اصل معرفت به خالق ماورائی را از آن راه تأکید کرده، توصیه نکرده است و چنین توصیهای صحیح نبوده است.
درقرآن مسائلی از این قبیل مطرح است:
«لَیسَ کمِثْلِهِ شَی ءٌ» [٥]، «وَلِلّهِ الْمَثَلُ الْاعْلی» [٦]، «لَهُ الْاسْماءُ الْحُسْنی» [٧]، «الْمَلِک الْقُدّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیمِنُ الْعَزیزُ الْجَبّارُ الْمُتَکبِّرُ» [٨]، «اینَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّه» [٩]، «هُوَ اللَّهُ فِی السَّمواتِ وَفِی الْارْضِ» [١٠]، «هُوَ الْاوَّلُ وَ الْآخِرُ وَالظّاهِرُ وَ الْباطِنُ» [١١]، «الْحَی الْقَیومُ» [١٢]، «اللَّهُ الصَّمَدُ» [١٣]، «لَمْ یلِدْ وَ لَمْ یولَدْ» [١٤]، «وَ لَمْ یکنْ لَهُ کفُواً احَدٌ» [١٥].
[١] روم/ ٢٧.[٢] الانبیاء/ ٢٢.[٣] المؤمنون/ ٩١.[٤] رجوع شود به جلد پنجم اصول فلسفه.[٥] شوری/ ١١.[٦] نحل/ ٦٠.[٧]. طه/ ٨.[٨] حشر/ ٢٣.[٩] بقره/ ١١٥.[١٠] انعام/ ٣.[١١] حدید/ ٣.[١٢] بقره/ ٢٥٥.[١٣] اخلاص/ ٢.[١٤] اخلاص/ ٣.[١٥] اخلاص/ ٤