مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧١ - شاهکارها
«علی علیه السلام در ماه رمضان هر شب مردم را به شام دعوت میکرد و به آنها گوشت میخورانید، اما خود از غذای آنها نمیخورد. پس از صرف شام برای آنها خطابه میخواند و موعظه میکرد. یک شب حاضران در حالی که مشغول صرف غذا بودند، درباره شاعران گذشته به بحث پرداختند. علی پس از صرف غذا سخن گفت و در ضمن فرمود: «ملاک کار شما دین است، مایه حفظ و نگهداری شما تقواست. ادب زیور شماست و حلم حصار آبروی شماست». آنگاه رو کرد به ابوالأسود دئلی- که جزء حاضران بود و قبلًا در بحث درباره شاعران شرکت کرده بود- و گفت: بگو ببینم عقیده تو درباره شاعرترین شاعران چیست؟! ابوالأسود شعری از ابوداود ایادی خواند و گفت: به عقیده من این شخص از همه شاعرتر است. علی فرمود:
اشتباه کردهای، چنین نیست. مردم که دیدند علی درباره موضوعی که قبلًا مورد بحث آنها بود اظهار علاقه میکند، یکصدا فریاد کردند: شما نظر بدهید یا امیرالمؤمنین، شما بفرمایید که تواناترین شاعران کیست؟ علی فرمود: قضاوت درباره این موضوع صحیح نیست، زیرا اگر در مسابقه شعری همه آنها در یک جهت سیر کرده بودند ممکن بود درباره آنها داوری کرده، برنده را معرفی کنیم. اگر لازم باشد حتماً اظهار نظری بشود باید بگوییم آن کس که نه تحت تأثیر میل شخصی و نه تحت تأثیر بیم و ترس، بلکه صرفاً تحت تأثیر قوه خیال و ذوق، شعری سروده است بر دیگران مقدم است. گفتند: یا امیرالمؤمنین! آن کیست؟ گفت: پادشاه تبهکار، امرؤالقیس.».
میگویند که از یونس، نحوی معروف، پرسیدند: بزرگترین شاعر جاهلیت کیست؟ گفت:
امرؤالقیس اذا رکب و النابغة اذا هرب و زهیر اذا رغب و الأعشی اذا طرب.
بزرگترین شاعران امرؤالقیس است آنگاه که سوار شود (یعنی در وقتی که احساسات دلاوری و شجاعتش تحریک شود و بخواهد حماسه بگوید)، و دیگر نابغه ذبیانی است اما آنگاه که تحت تأثیر واهمه و ترس قرار گیرد و