مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٩ - یادی از استاد
ادیب محقق، حکیم متألّه، فقیه بزرگوار، طبیب عالیقدر، عالم ربانی، مرحوم آقای حاج میرزا علی آقا شیرازی اصفهانی (قدّس اللَّه سرّه) راستی مرد حق و حقیقت بود. از خود و خودی رسته و به حق پیوسته بود. با همه مقامات علمی و شخصیت اجتماعی، احساس وظیفه نسبت به ارشاد و هدایت جامعه و عشق سوزان به حضرت اباعبد اللَّه الحسین علیه السلام موجب شده بود که منبر برود و موعظه کند. مواعظ و اندرزهایش چون از جان برون میآمد لاجرم بر دل مینشست. هر وقت به قم میآمد علمای طراز اول قم با اصرار از او میخواستند که منبر برود و موعظه نماید. منبرش بیش از آن که «قال» باشد «حال» بود.
از امامت جماعت پرهیز داشت. سالی در ماه مبارک رمضان با اصرار زیاد او را وادار کردند که این یک ماهه در مدرسه صدر اقامه جماعت کند. با اینکه مرتب نمیآمد و قید منظم آمدن سر ساعت معین را تحمل نمیکرد، جمعیت بیسابقهای برای اقتدا شرکت میکردند. شنیدم که جماعتهای اطراف خلوت شد، او هم دیگر ادامه نداد.
تا آنجا که من اطلاع دارم مردم اصفهان عموماً او را میشناختند و به او ارادت میورزیدند، همچنانکه حوزه علمیه قم به او ارادت میورزید. هنگام ورودش به قم علمای قم با اشتیاق به زیارتش میشتافتند. ولی او از قید «مریدی» و «مرادی» مانند قیود دیگر آزاد بود. رحمة اللَّه علیه رحمة واسعة و حشره اللَّه مع اولیائه.
با همه اینها من ادعا نمیکنم که او در همه دنیاهای نهج البلاغه وارد بود و همه سرزمینهای نهج البلاغه را فتح کرده بود. او متخصص برخی از دنیاهای نهج البلاغه بود و در آنچه متخصص بود خود بدان «متحقّق» بود، یعنی آن قسمت از نهج البلاغه در او عینیت خارجی یافته بود. نهج البلاغه چندین دنیا دارد: دنیای زهد و تقوا، دنیای عبادت و عرفان، دنیای حکمت و فلسفه، دنیای پند و موعظه، دنیای ملاحم و مغیبات، دنیای سیاست و مسؤولیتهای اجتماعی، دنیای