مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٢ - ممیزات خوارج
مولود روح تفکیک تعقل از تدین است و درست مکتبشان جلوه گاه اندیشه خارجیگری است؛ عقل در راه کشف حقیقت و یا استخراج قانون فرعی بهطور کلی طرد شده است، پیروی از آن را بدعت و بیدینی خواندهاند و حال اینکه قرآن در آیاتی بسیار بشر را به سوی عقل خوانده و بصیرت انسانی را پشتوانه دعوت الهی قرار داده است.
معتزله که در اوایل قرن دوم هجری به وجود آمدهاند- و پیدایششان در اثر بحث و کاوش در تفسیر معنای کفر و ایمان بود که آیا ارتکاب کبیره موجب کفر است یا نیست و قهراً پیدایش آنان با خوارج پیوند میخورد- مردمی بودند که تا اندازهای میخواستند آزاد فکر کنند و یک حیات عقلی به وجود آورند. هرچند از مبادی و مبانی علمی بی بهره بودند اما مسائل اسلامی را تا حدی آزادانه مورد بررسی و تدبر قرار میدادند، احادیث را تا حدودی نقّادی میکردند، تنها آراء و نظریاتی را که به عقیده خود تحقیق و اجتهاد کرده بودند متّبَع میشناختند.
این مردم از اول با مخالفتها و مقاومتهای اهل حدیث و ظاهرگرایان روبرو بودند، آنهایی که تنها ظواهر حدیث را حجت میدانستند و به روح و معنی قرآن و حدیث کاری نداشتند، برای حکم صریح عقل ارزشی قائل نبودند. هرچه معتزله برای اندیشه قیمت قائل بودند، آنان قیمت را تنها برای ظواهر میپنداشتند.
در طول یک قرن و نیمی که از حیات مکتب عقلی اعتزال گذشت، با نوسانهای عجیبی دست به گریبان بودند تا عاقبت مذهب اشعری به وجود آمد و یکباره ارزش تفکر و اندیشههای عقلی محض و محاسبات فلسفی خالص را منکر شدند. مدعی بودند که بر مسلمانان فرض است که به آنچه در ظاهر تعبیرات نقلی رسیده است متعبد باشند و در عمق معانی تدبر و تفکر نکنند، هر گونه سؤال و جواب و چون و چرایی بدعت است.
امام احمد حنبل که از ائمه چهارگانه اهل سنت است، سخت با طرز تفکر اعتزالی مخالفت میکرد آنچنان که به زندان افتاد و در زیر ضربات شلاق واقع گشت و باز به مخالفت خویش ادامه میداد.
بالأخره اشعریان پیروز شدند و بساط تفکر عقلی را برچیدند و این پیروزی ضربه بزرگی بر حیات عقلی عالم اسلام وارد آورد.
اشاعره، معتزله را اصحاب بدعت میشمردند. یکی از شعرای اشعری پس از پیروزی مذهبشان میگوید:
ذَهَبَتْ دَوْلَةُ اصحابِ الْبِدَع | وَ وَهی حَبْلُهُمْ ثُمَّ انْقَطَع | |
وَ تَداعی بِانْصِرافِ جَمْعِهِمْ | حِزْبُ ابْلیسَ الَّذی کانَ جَمَع | |
هَلْ لَهُمْ یا قَوْمُ فی بِدْعَتِهِمْ | مِنْ فَقیهٍ اوْ امامٍ یتَّبَع | |