مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٧ - ممیزات خوارج
جایز نیست و قرآن از آن نهی کرده است [١]. شرابخوار را حد زد و دست دزد را برید و زناکار غیرمحصن را تازیانه زد و بعد همه را در جرگه مسلمانها راه داد و سهمشان را از بیت المال قطع نکرد و آنها با مسلمانان دیگر ازدواج کردند. پیغمبر مجازات اسلامی را در حقشان جاری کرد اما اسمشان را از اسامی مسلمانها بیرون نبرد [٢] فرمود: فرض کنید من خطا کردم و در اثر آن کافر گشتم؛ دیگر چرا تمام جامعه اسلامی را تکفیر میکنید؟ مگر گمراهی و ضلال کسی موجب میگردد که دیگران نیز در گمراهی و خطا باشند و مورد مؤاخذه قرار گیرند؟! چرا شمشیرهایتان را بر دوش گذارده و بیگناه و گناهکار- به نظر خودتان- هر دو را از دم شمشیر میگذرانید [٣]؟!.
در اینجا امیرالمؤمنین از دو نظر بر آنان عیب میگیرد و دافعه او از دو سو آنان را دفع میکند: یکی از این نظر که گناه را به غیر مقصر نیز تعمیم دادهاند و او را به مؤاخذه گرفتهاند، و دیگری از این نظر که ارتکاب گناه را موجب کفر و خروج از اسلام دانسته یعنی دایره اسلام را محدود گرفتهاند که هر که پا از حدود برخی مقررات بیرون گذاشت از اسلام بیرون رفته است.
علی در اینجا تنگ نظری و کوته بینی را محکوم کرده و در حقیقت پیکار علی با خوارج، پیکار با این طرز اندیشه و فکر است نه پیکار با افراد، زیرا اگر افراد اینچنین فکر نمیکردند علی نیز اینچنین با آنها رفتار نمیکرد؛ خونشان را ریخت تا با مرگشان آن اندیشهها نیز بمیرد، قرآن درست فهمیده شود و مسلمانان، اسلام و قرآن را آنچنان ببینند که هست و قانونگذارش خواسته است.
در اثر کوته بینی و کج فهمی بود که از سیاست قرآن به نیزه کردن گول خوردند و بزرگترین خطرات را برای اسلام به وجود آوردند و علی را که میرفت تا ریشه نفاقها را برکند و معاویه و افکار او را برای همیشه نابود سازد، از جنگ بازداشتند و به دنبال آن چه حوادث شومی که بر جامعه اسلامی رو آورد [٤]!
[١] توبه/ ٨٤.[٢] نهج البلاغه، خطبه ١٢٧.[٣] نهج البلاغه، خطبه ١٢٧.[٤] حوادثی که بر عالم اسلام رو آورد، آنچه در ارزیابی، بیشتر جلب توجه میکند ضربههای روحی و معنوی است که بر مسلمین وارد آمد. قرآن کریم زیربنای دعوت اسلامی را بر بصیرت و تفکر قرار داده بود و قرآن، خود راه اجتهاد و درک عقل را برای