مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٤ - پیدایش خوارج
پیدایش خوارج
خوارج یعنی شورشیان. این واژه از «خروج» [١] به معنای سرکشی و طغیان
[١] کلمه «خروج» اگر به «علی» متعدی شود دو معنای نزدیک به یکدیگر دارد: یکی در مقام پیکار و جنگ برآمدن و دیگری تمرّد و عصیان و شورش. «خَرَجَ فُلانٌ عَلی فُلانٍ: بَرَزَ لِقِتالِهِ. وَ خَرَجَتِ الرَّعِیةُ عَلَی الْمَلِک: تَمَرَّدَتْ» (المنجد).
کلمه «خوارج» که معادل فارسی آن «شورشیان» است، از «خروج» به معنای دوم گرفته شده است. این جمعیت را از آن نظر «خوارج» گفتند که از فرمان علی تمرّد کردند و علیه او شوریدند و چون تمرّد خود را بر یک عقیده و مسلک مذهبی مبتنی کردند، نحلهای شدند و این اسم به آنها اختصاص یافت و لذا به سایر کسانی که بعد از آنها قیام کردند و بر حاکم وقت طغیان نمودند «خارجی» گفته نشد. اگر اینها مکتب و عقیده خاصی نمیداشتند مثل سایر یاغیهای دورههای بعد بودند ولی اینها عقایدی داشتند و بعدها خود این عقاید موضوعیت پیدا کرد. اگرچه هیچ وقت موفق نشدند حکومتی تشکیل دهند اما موفق شدند فقه و ادبی برای خود به وجود بیاورند (به ضحی الاسلام، ج ٣/ ص ٣٤٠- ٣٤٧، طبع ششم مراجعه شود).
اشخاصی بودند که هرگز اتفاق نیفتاد که خروج کنند ولی بر عقیده خوارج بودند. مثل آنچه در باره عَمْرو بن عُبَید و بعضی دیگر از معتزله گفته میشود. افرادی از معتزله که در عقیده امر به معروف و نهی از منکر و یا در مسأله مخلّد بودن مرتکب کبیره با خوارج همفکر بودهاند، دربارهشان گفته میشود: «وَ کانَ یری رَأْی الْخَوارج» یعنی همچون خوارج میاندیشد.
حتی بعضی از زنها بودهاند که عقیده خارجی داشتهاند. در کامل مبرد، ج ٢/ ص ١٥٤ داستان زنی را نقل میکند که عقیده خارجی داشته است.
بنابراین بین مفهوم لغوی کلمه و مفهوم اصطلاحی آن عموم من وجه است.