مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٢ - تشیع، مکتب محبت و عشق
هم از او رو برنمی تافتند و از محبتشان چیزی کاسته نمیشد. او خود میفرماید:
لَوْ ضَرَبْتُ خَیشومَ الْمُؤْمِنِ بِسَیفی هذا عَلی انْ یبْغِضَنی ما ابْغَضَنی، وَ لَوْ صَبَبْتُ الدُّنْیا بِجَمّاتِها عَلَی الْمُنافِقِ عَلی انْ یحِبَّنی ما أَحَبَّنی، وَ ذلِک انَّهُ قُضِی فَانْقَضی عَلی لِسانِ النَّبِی الْامِّی انَّهُ قالَ: یا عَلی لایبْغِضُک مُؤْمِنٌ وَ لایحِبُّک مُنافِقٌ [١].
اگر با این شمشیرم بینی مؤمن را بزنم که با من دشمن شود، هرگز دشمنی نخواهد کرد و اگر همه دنیا را بر سر منافق بریزم که مرا دوست بدارد هرگز مرا دوست نخواهد داشت، زیرا که این گذشته و بر زبان پیغمبر امّی جاری گشته که گفت: یا علی! مؤمن تو را دشمن ندارد و منافق تو را دوست نمیدارد.
علی مقیاس و میزانی است برای سنجش فطرتها و سرشتها. آن که فطرتی سالم و سرشتی پاک دارد از وی نمیرنجد ولو اینکه شمشیرش بر او فرود آید، و آن که فطرتی آلوده دارد به او علاقهمند نگردد ولو اینکه احسانش کند، چون علی جز تجسم حقیقت چیزی نیست.
مردی است از دوستان امیرالمؤمنین، بافضیلت و باایمان. متأسفانه از وی لغزشی انجام گرفت و بایست حد بر وی جاری گردد. امیرالمؤمنین پنجه راستش را برید.
آن را به دست چپ گرفت. قطرات خون میچکید و او میرفت. ابن الکوّاء، خارجی آشوبگر، خواست از این جریان به نفع حزب خود و علیه علی استفاده کند. با قیافهای ترحم آمیز جلو رفت و گفت: دستت را کی برید؟ گفت:
قَطَعَ یمینی سَیدُ الْوَصِیینَ وَ قائِدُ الْغُرِّ الُمحَجَّلینَ وَ اوْلَی النّاسِ بِالْمُؤْمِنینَ عَلی بْنُ ابی طالِبٍ، امامُ الْهُدی ... السّابِقُ الی جَنّاتِ النَّعیمِ، مُصادِمُ الْابْطالِ، الْمُنْتَقِمُ مِنَ الْجُهّالِ، مُعْطِی الزَّکاةِ ... الْهادی الَی الرَّشادِ وَ النّاطِقُ بِالسَّدادِ، شُجاعٌ مَکی، جَحْجاحٌ وَفِی ... [٢]
[١] نهج البلاغه، حکمت ٤٢.[٢] بحارالانوار، ج ٤٠/ ص ٢٨١ و ٢٨٢، چاپ جدید و التفسیر الکبیر فخر رازی، ذیل آیه ٩ سوره کهف (امْ حَسِبْتَ أنَّ ...).