مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤ - الف دعوتهای سه بعدی
افراد چنگ بیندازد؟ همین جهت سبب شده که پیامبران، مستقیم یا غیر مستقیم، آفریننده اصلی تاریخ باشند.
تاریخ به دست بشر، و بشر بیش از هر چیز دیگر به دست پیامبران ساخته و پرداخته شده است. اگر در عرصه خلاقیت و سازندگی، زمینه را «انسان» فرض نماییم، هیچ هنرمند و صنعتگری به پای پیامبران نمیرسد. ناموس آفرینش، جهان را مسخّر انسان، و انسان را مسخّر نیروی ایمان، و پیامبران را سلسله جنبان این نیرو قرار داده است.
هر چیزی جز آنچه ایمان نام دارد، از عقل و علم و هنر و صنعت و قانون و غیره، ابزاری است در دست آدمی و وسیلهای است برای ارضای تمایلات و تسکین غرایز و تأمین خواستههای پایان ناپذیر او. آدمی همه اینها را در راه مقاصد و هواهای نفس خویش استخدام میکند و همچون ابزاری از آنها بهره میبرد. تنها نیروی ایمان است، آنهم از نوع ایمانی که پیامبران عرضه میکنند که از یک طرف به تعبیر قرآن حیات تازهای به روح میدهد [١]، یعنی با ارائه یک سلسله هدفهای عالی و انسانی و مافوق طبیعی خواستههای نوی به وجود میآورد و بالتبع احساسات رقیق و عواطف لطیف خلق میکند و بالأخره جهان درون انسان را دگرگون ساخته و بسی وسعت میبخشد، و از طرف دیگر تمایلات و غرایز طبیعی را تعدیل و مهار مینماید.
در مقابل قدرت علمی و فنی بشر، هیچ دژ تسخیرناپذیری وجود ندارد جز یکی؛ آن دژ روح و نفس آدمی است. کوه و صحرا و دریا و فضا و زمین و آسمان، همه در قلمرو قدرت علمی و فنی بشر است. تنها مرکزی که از این قلمرو خارج است، نزدیکترین آنها به آدمی است. مطیع کردن و مسخّر ساختن این دژ به قول مولوی:
کار عقل و هوش نیست، «شیرباطن سُخره خرگوش نیست».
و از قضا خطرناکترین دشمنان آسایش و آرامش، امنیت و عدالت، آزادی و مساوات، و بالأخره خوشبختی و سعادت بشر در همین دژ پنهان شده و کمین کرده است:
[١].«یا ایهَا الَّذینَ امَنوُا اسْتَجیبوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسولِ اذا دَعاکمْ لِمایحْییکمْ». انفال/ ٢٤.