رساله توضیح المسایل ( مراجع ) - خمینی، روح الله و سایر مراجع - الصفحة ٥٢٣ - مسأله ٢٥١٠
طٰالِقٌ» و او را مخاطب قرار دهد و چنانچه مرد نتواند طلاق را به صيغۀ عربى بياورد و نتواند وكيل بگيرد، به هر لفظى كه مرادف صيغۀ عربى آن است از هر لغتى باشد مىتواند طلاق دهد) .
مكارم : يعنى: همسر موكّل من رها است.
زنجانى : مسأله طلاق بايد به صيغۀ صحيح و با كلمه طالق و بنا بر مشهور به صيغه عربى خوانده شود و دو مرد عادل آن را بشنوند و در صورتى كه زن معيّن نباشد به گونهاى او را معين كند، بنا بر اين اگر خود شوهر بخواهد صيغه طلاق را بخواند و اسم زن او مثلاً فاطمه است، مىگويد: «زوْجَتىِ فٰاطِمَةُ طٰالِقٌ» و اگر ديگرى را وكيل كند آن وكيل مىگويد: «زَوْجَةُ مُوَكِّلى فٰاطِمَةُ طٰالِقٌ» .
مسائل اختصاصى
بهجت : مسأله ٢٠٠٢ كسى كه قدرت خواندن صيغۀ طلاق ندارد، مثل گنگ و لال، همين كه اشاره او يقيناً به طلاق باشد كافى است، و همچنين است نوشتهاى كه مقصود از آن انشاءِ طلاق باشد.
بهجت : مسأله ٢٠٠٣ طلاق دادن مكروه است، و طلاق دادن زنى كه در حال بيمارى است، كراهتش شديدتر است.
[مسأله ٢٥٠٩]
مسأله ٢٥٠٩ زنى كه صيغه شده، مثلاً يك ماهه يا يك ساله او را عقد كردهاند، طلاق ندارد و رها شدن او به اين است كه مدتش تمام شود، يا مرد مدّت را به او ببخشد، به اين ترتيب كه بگويد: مدّت را به تو بخشيدم (١) و شاهد گرفتن و پاك بودن زن از حيض لازم نيست.
(١) زنجانى : يا مرد مدّت او را به او ببخشد، يا عقد او به واسطۀ شير خوردن و مانند آن منفسخ شود. .
مكارم : مسأله ازدواج موقّت طلاق ندارد، هر زمان مدّتش تمام شود يا مرد مدّت را به او ببخشد از قيد همسرى او رها مىشود و پاك بودن از عادت ماهانه و همچنين شاهد گرفتن لازم نيست.
سيستانى : مسأله ازدواج موقّت طلاق ندارد، و رها شدن زن به اين است كه مدتش تمام شود يا مرد مدّت را به او ببخشد، مثلاً بگويد: مدّت را به تو بخشيدم، و شاهد گرفتن و پاك بودن زن از حيض لازم نيست.
بهجت : مسأله متعه يعنى عقد غير دائم، طلاق ندارد بنا بر اين شاهد گرفتن و پاك بودن زن از حيض لازم نيست و جدايى آن بدين صورت است كه مدّت عقد تمام شود يا مرد بگويد باقى مدّت عقد را بخشيدم.
عِدّۀ طلاق
[مسأله ٢٥١٠]
مسأله ٢٥١٠ زنى كه نُه سالش تمام نشده و زن يائسه [١]عدّه ندارد، يعنى اگر چه شوهرش با او نزديكى كرده باشد، بعد از طلاق مىتواند فوراً شوهر كند.
[١] معناى يائسه در مسأله ٤٣٥ گفته شد.