رساله توضیح المسایل ( مراجع ) - خمینی، روح الله و سایر مراجع - الصفحة ١٠٠ - موارد مصرف خمس، كسب اجازه، هديه و شهريۀ حوزوى
درآمدهاى ديگرى كه براى تأمين زندگى آنها كافى است داشته باشند، چه حكمى دارد؟ ج: كسى كه شرعاً مستحقّ نبوده و مشمول مقررات شهريۀ حوزه هم نباشد، گرفتن سهمين براى او جايز نيست.
س ١٠١٧: زن علويهاى ادعا مىكند كه پدرش در پرداخت هزينۀ خانوادهاش كوتاهى نموده و مجبور به گدائى در كنار مساجد شدهاند تا از اين طريق مالى به دست آورده و مصرف كنند. اهالى منطقه هم آن سيّد را فردى ثروتمند، ولى خسيس نسبت به خانوادهاش مىدانند، آيا دادن نفقۀ آنان از سهم سادات جايز است؟ و بر فرض كه پدر بگويد كه بر من فقط دادن هزينۀ پوشاك و خوراك واجب است، ولى پرداخت بقيۀ مخارج مثل لوازم اختصاصى زنان و پول روزانۀ كودكان، واجب نيست، آيا مىتوان به مقدار رفع احتياج از سهم سادات به آنان داد؟ ج: در صورت اوّل اگر نمىتوانند نفقۀ خود را از پدرشان بگيرند، جايز است به مقدار نفقه از سهم سادات به آنان داده شود. همچنين در صورت دوم، اگر علاوه بر خوراك و پوشاك، به چيز ديگرى كه مناسب حالشان است، نياز داشته باشند، جايز است به مقدار رفع نياز از سهم سادات به آنان پرداخت شود.
س ١٠١٨: آيا اجازه مىفرمائيد كه افرادى خودشان سهم سادات را به سادات فقير بدهند؟ ج: كسى كه سهم سادات بر عهدۀ اوست، واجب است در پرداخت آن به مستحقين اجازه بگيرد.
س ١٠١٩: آيا مقلدين حضرتعالى در مصرف خمس مىتوانند سهم سادات را به سيّد فقير بدهند يا اينكه بايد همۀ خمس يعنى سهم سادات و سهم امام عليه السلام را تحويل وكيل شما بدهند تا در موارد شرعى آن مصرف كند؟ ج: در اين رابطه فرقى بين سهم سادات و سهم مبارك امام عليه السلام نيست.
س ١٠٢٠: آيا حقوق شرعى (خمس، ردّ مظالم، زكات) از شؤون حكومت است يا خير؟ و كسى كه خمس بر عهده اوست، آيا مىتواند خودش سهم سادات و ردّ مظالم و زكات را به افراد مستحقّ بدهد؟ ج: در زكات جايز است كه خودش آنها را به فقراى متدين و عفيف بدهد، و در ردّ مظالم أحوط آن است كه با اذن حاكم شرع باشد، ولى در خمس واجب است كه همۀ آن را به دفتر ما و يا به يكى از وكلاى مجاز ما تحويل دهد تا در موارد شرعى كه براى آن مقرر شده، مصرف شود، و يا در پرداخت آن به مستحقين اجازه بگيرد.
س ١٠٢١: آيا ساداتى كه داراى شغل و كسبى هستند، استحقاق خمس دارند يا خير؟ اميدوارم توضيح فرمائيد.
ج: اگر درآمد آنان براى زندگىشان به طور متعارف و مناسب با شأن عرفىشان كافى باشد، مستحقّ خمس نيستند.
س ١٠٢٢: جوانى بيست و پنج ساله و كارمند هستم، تا به حال مجرد بوده و با پدر و مادرم