رساله توضیح المسایل ( مراجع ) - خمینی، روح الله و سایر مراجع - الصفحة ٤٢٣ - مسأله ٢٣١٤
گلپايگانى ، صافى : ضامن شدن او باطل است.
سيستانى : ضامن شدن او به نحو اوّل مذكور در مسألۀ[٢٣١٩]، محلّ اشكال است، ولى به نحو دوم، مذكور در مسألۀ[٢٣١٩]، اشكال ندارد.
مكارم : رجوع كنيد به مسأله اختصاصى ١٩٧٧ صفحۀ ٤٢١.
خوئى ، تبريزى : مسأله هر گاه كسى كه ضمانت مىنمايد چنين بگويد اگر بدهكار قرض تو را نداد، من مىدهم، به اين معنى كه بالفعل عهدهدار قرض شود كه در صورت ندادنِ بدهكار، از عهده برآيد، بعيد نيست ضمان صحيح باشد و طلبكار در صورت ندادنِ بدهكار، بتواند از ضامن مطالبه نمايد.
فاضل : مسأله همانطور كه در مسأله [٢٣١٠]بيان شد، در ضمان شرعى، ذمّۀ ضامن در طول ذمّۀ بدهكار اوّليه قرار نمىگيرد، لذا اگر بگويد: اگر بدهكار قرض تو را ندهد مىدهم، به احتياط واجب ضمان شرعى صحيح نيست.
زنجانى : مسأله ضمان بر دو قسم است: قسم اوّل: ضامن بدون هيچ شرطى تعهّد مىكند كه طلب ديگرى را بپردازد، در اين صورت بدهكار برئ الذمه شده و ضامن بدهكار مىشود، بنا بر اين طلبكار نمىتواند طلب خود را از بدهكار اوّلى مطالبه كند، اين قسم بدون اشكال صحيح است. قسم دوم: ضامن از هم اكنون تعهّد مىكند كه اگر بدهكار طلب خود را ندهد، او بدهد؛ بعيد نيست كه اين قسم هم صحيح باشد و طلبكار در صورت ندادن بدهكار، مىتواند از ضامن مطالبه كند.
[مسأله ٢٣١٣]
مسأله ٢٣١٣ كسى كه انسان ضامن بدهى او مىشود بايد بدهكار باشد، پس اگر كسى بخواهد از ديگرى قرض كند، تا وقتى قرض نكرده انسان نمىتواند ضامن او شود (١)
اين مسأله، در رسالۀ آيت اللّٰه بهجت نيست
(١) مكارم : ولى اشكالى ندارد كه مثلاً بگويد فلان كارمند يا كارگر را استخدام كن، اگر خرابى يا خيانتى ببار آورد من ضامنم؛ اين ضمانت نيز معتبر است.
سيستانى : و اين شرط در ضمان به نحو دوم نيست.
خوئى ، تبريزى ، زنجانى : مسأله اگر كسى بخواهد از ديگرى قرض كند و شخصى به قرض دهنده بگويد كه من ضامن قرض هستم بعيد نيست در صورتى كه قرض گيرنده اداء نكند طلبكار بتواند از ضامن مطالبه كند.
[مسأله ٢٣١٤]
مسأله ٢٣١٤ در صورتى انسان مىتواند ضامن شود كه طلبكار و بدهكار و جنس بدهى همه متميّز باشد، يعنى مبهم يا مردّد نباشد (١) پس اگر دو نفر از كسى طلبكار باشند و انسان بگويد من ضامن هستم كه طلب يكى از شماها را بدهم، چون معين نكرده كه طلب كدام را بدهد، ضامن شدن او باطل است. و نيز اگر كسى از دو نفر طلبكار باشد و انسان بگويد من ضامن هستم كه بدهى يكى از آن دو نفر را به تو بدهم، چون معين نكرده كه بدهى كدام را مىدهد، ضامن شدن او باطل مىباشد و همچنين اگر كسى از ديگرى مثلاً ده من گندم و ده تومان پول طلبكار باشد و انسان بگويد من ضامن يكى از