رساله توضیح المسایل ( مراجع ) - خمینی، روح الله و سایر مراجع - الصفحة ٥١٤ - مسأله ٢٤٩٦
گلپايگانى ، صافى : شوهر بايد مهر او را بدهد و اگر مهر المثل او با مهر المسمّٰى تفاوت دارد، در مقدار تفاوت با هم مصالحه نمايند.
فاضل : مسأله اگر مرد بداند كه با زنى خواهر و برادر رضاعى مىباشند، حقّ ازدواج با او را ندارد و اگر ازدواج كند، باطل است و اگر بعد از ازدواج بگويد كه با زن خود خواهر و برادر رضاعى مىباشند، اگر زن نيز قبول كند، عقد آنها باطل است و بايد بلا فاصله از يكديگر جدا شوند و در فرض سابق اگر با هم همبستر نشده باشند، زن استحقاق مهريه را ندارد و اگر همبستر شده باشند، چنانچه زن نمىدانسته يا فراموش كرده، استحقاق گرفتن مهر المثل را دارد. و اگر بعد از ازدواج، مرد بگويد با زن خود خواهر و برادر رضاعى است و زن قبول نكند، مرد بايد ادّعاى خود را در دادگاه ثابت كند و حتّى اگر نتواند ثابت كند، اگر مىداند كه واقعاً همسرش خواهر رضاعى اوست، بايد زن را طلاق دهد و ديگر با او زندگى نكند.
[مسأله ٢٤٩٥]
مسأله ٢٤٩٥ اگر زن پيش از عقد بگويد بواسطۀ شير خوردن بر مردى حرام شده، (چنانچه تصديق او ممكن باشد (١) نمىتواند با آن مرد ازدواج كند و اگر بعد از عقد بگويد، مثل صورتى است كه مرد بعد از عقد بگويد كه زن بر او حرام است و حكم آن در مسألۀ پيش گفته شد
. اين مسأله در رساله آيت اللّٰه مكارم نيست
(١) اراكى : چنانچه معلوم نباشد كه دروغ مىگويد. .
[قسمت داخل پرانتز در رساله آيت اللّٰه بهجت نيست]
فاضل : مسأله اگر زن بداند مردى برادر رضاعى اوست، نمىتواند با او ازدواج كند و اگر ازدواج كند، باطل است و اگر زن بعد از ازدواج بگويد مرد برادر رضاعى او است و مرد نيز آن را قبول كند، بايد بلا فاصله از يكديگر جدا شوند و در اين فرض اگر همبستر نشده باشند، زن استحقاق مهريه را ندارد ولى اگر همبستر شده باشند، چنانچه زن نمىدانسته ازدواج با برادر رضاعى باطل است يا فراموش كرده، استحقاق مهر المثل را دارد و الاّ خير. اگر زن بعد از ازدواج ادّعا كند كه مرد، برادر رضاعى اوست و شوهر انكار كند، زن بايد ادّعاى خود را ثابت كند و اگر نتواند ادّعاى خود را ثابت كند، همسر او باقى مىماند، ولى در اين فرض هم اگر مىتواند، بايد همسر خود را به طلاق خلع راضى كند كه او را طلاق دهد.
[مسأله ٢٤٩٦]
مسأله ٢٤٩٦ شير دادنى كه علت محرم شدن است به دو چيز ثابت مىشود: اوّل: خبر دادن عدّهاى كه انسان از گفتۀ آنان يقين پيدا كند (١) دوم: شهادت دو مرد عادل (٢) يا چهار زن كه عادل باشند (٣) ، ولى بايد شرايط شير دادن را هم بگويند، مثلاً بگويند ما ديدهايم كه فلان بچه بيست و چهار ساعت از پستان فلان زن شير خورده و چيزى هم در بين نخورده (٤) و همچنين ساير شرطها را كه در مسأله ٢٤٧٤ گفته شد شرح دهند (٥) ولى اگر معلوم باشد كه شرايط را مىدانند و در عقيده با هم مخالف نيستند و با مرد و زن هم