ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٧ - ١ - مقدّمهء براى توضيح دريافت با ابعاد هفتگانه
مثل آن جاندار ضعيفى كه در لانه اى محقّر در گوشه اى از كوه يا رودخانه يا جنگل صورت مى گيرد ، جزئى از زنجير رويدادهاى همان هستى در جريان است .
بهمين جهت است كه مى گوئيم : دريافت هستى واقعى خويش ، دريافت هستى همهء « هستها را » در بر دارد . اگر اشخاصى نتوانند به اين دريافت نائل شوند .
بهتر است كه در يكى از شبهاى مهتاب عازم كوهساران گردند و عينك فيزيكى و رياضى و شيمى و معدن شناسى و ستاره شناسى طبيعى را براى چند دقيقه كنار بگذارند ، و جريان قانونى بسيار شور انگيز ستارگان و سكوت پر غوغاى كوهها و زيبائى مهتاب را كه مانند ذرّات نقرهء خام بر آنها پاشيده شده است و صداى آبشار زيبا را كه با دلپذيرترين آهنگ خود معناى بزرگى به آن منظره مى بخشد ، نظاره كنند ، اگر مغز و روان اينان در حال اعتدال طبيعى خود بوده باشند ، دريافت آنان در بارهء واحدها و مجموع آن منظره به حدّى مى رسد كه مى خواهد خود جزئى از آنها بوده باشد ، يا آنها را جزئى از خود قرار بدهد .
لذا بى علَّت نبوده است كه بزرگترين شاعران اقوام و ملل در همهء دورانها كسانى بودهاند كه دريافت هستى و نمودها و روابط و جريانات آنها را در هستى خود بهتر از همه بيان نمودهاند . ممكن است شما بگوئيد : اين دريافت والا فقط در موقع ارتباط مغز با زيباييها امكانپذير است ، خواه زيباييهاى محسوس و خواه زيباييهاى معقول ، ولى ما چنين دريافتى را در موقع ارتباط با ديگر كائنات نمى بينيم . بعنوان مثال يك كارگر كه در يك كارگاه ماشينى سر و كارش فقط با آهن پارهها است بطورى كه بهر جا مى نگرد ، آهن و پولاد مى بيند و هر صدائى كه مى شنود صداى خشن حركت آهن پاره است ، چگونه مى تواند از دريافت با عظمتى در بارهء آن كارگاه و اجزائش برخوردار بوده باشد در پاسخ اين اعتراض مى توان گفت :
< شعر > چون شما سوى جمادى مى رويد آگه از جان جمادى كى شويد < / شعر > انحراف از قانون حيات واقعى كه خداوند به انسانها داده است ، موجب