ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٩ - خود شناسى براى خودسازى اوّلين گام در راه عرفان مثبت
بر خودسازى آن نيست كه انسان بايد اوّلا يك روانشناس ماهر و يك فيلسوف در مسائل روانى باشد ، سپس به انسان شدن آغاز كند . آنچه كه مهمّ است اينست كه نخست بايد بوسيلهء تعليم و تربيت و دروننگرى و مراقبتهاى روشنگر مقدارى به عظمت روح پى ببرد و تدريجا به يك عدّه اصول و فعّاليّتهاى عالى روح آشنائى پيدا كند و اين اعتقاد و يقين به او حاصل آيد كه برخوردارى روح از آن نيروها و استعدادها كه خداوند متعال به آن عنايت فرموده است ، قانون دارد و نظم دارد . دليل بر لزوم چنين اعتقاد و يقين اينست كه وقتى كه اين انسان آگاه مى بيند يك موجود كوچك و محقّر و ساده مانند يك عدد كاه ، يك برگ در روى درخت يا افتاده بر زمين ، بدان جهت كه واقعيّت دارد بر كنار از نظم و قانون نيست ، آيا روح با آن عظمت خيره كننده اش مى تواند چيزى بىنظم و قانون باشد اين آگاهىها و معارف ابتدائى بشرط آنكه پيگيرى شوند و عملى را كه اقتضاء مى كنند ، با كمال خلوص بجا آورده شود ، در اين موقع سالك سبيل عرفان براه افتاده است . يكى از اساسىترين علل يا بعبارت ديگر اساسىترين انگيزهء اقدام به خود شناسى و خودسازى ، آن نگرانى مقدّس است كه انسان هشيار در هر حال كه باشد ، در بارهء « آن چنانكه بايد » در درون خود احساس مى نمايد . اين نگرانى مقدّس مانند همان اندوه مقدّس است كه در مبحث [ لذّت جوئى از وجد و حال عرفانى جوانه ايست كه پس از قطع شاخه - هاى خودخواهى در « خود طبيعى » سر برمى كشد ] به آن اشاره كرديم و گفتيم اندوه ناشى از توجّه دقيق به آن سرمايهء بزرگى كه خداوند هستى بخش به انسان عنايت فرموده است كه اين كنجكاوى را بدنبال خود مى آورد كه آيا من از اين سرمايه « آن چنانكه بايد » بهره بردارى ميكنم يا نه بهمين جهت است كه در موارد بسيارى از آيات قرآنى و نهج البلاغه و ديگر منابع اسلامى با مطلوبيّت اندوه و خوف و خشيت روبرو مى شويم . گفتيم كه آگاهىها و بيدارىهاى مقدّماتى عرفان مثبت از آشنائى با عدّه اى از اصول و فعّاليّتهاى عالى روح شروع مى شود .