ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤ - دفع توهّم مهمّ در بارهء تكميل ابعاد هفتگانه با همديگر
همچنين اگر كسى بخواهد همه گونه شناخت هستى را با تمام ابعاد آن ، بوسيلهء شهود بدست بياورد ، اگر استدلالش به فعّاليّتهاى شهودى مغز در قلمرو معرفت بوده باشد ، اين استدلال نمى تواند جز مواردى اگر چه خيلى با اهميّت را اثبات كند . از همين مسئله روشن مى شود فهميد كه علَّت گسترش تدريجى معارف بشرى در پهنهء طبيعت و انسان چه بوده است و چيست علَّت آن همه تواضع و اعتراف صريح دانشمندان و هستى شناسان بزرگ [ كه باضافهء برخوردارى از علم ، از هشيارى لازم در بارهء محدوديّت وسائل و ابزار شناخت و هدف گزينىها در ارتباط با حقايق هستى بهره مند بودهاند ] به اين واقعيّت كه همواره معلومات بشرى در برابر مجهولاتى كه در برابر او وجود دارد ، بسيار اندك است .
در سالهاى گذشته اين جانب اين اعتراف خردمندانه را از اكثريّت قريب به اتّفاق پيشتازان معرفت جمعآورى نموده ، مقدارى از آن را در مجلَّد اوّل از كتاب « ارتباط انسان - جهان » آوردهام .
اكنون مى پردازيم به اثبات اين مسئله كه ابعاد هفتگانهء معرفت مكمّل همديگرند .
بيائيد اين قضيّهء واضح را مورد دقّت قرار بدهيم كه ما در مسئلهء مورد بحث با انسان سر و كار داريم ، نه با آيينهء صيقلى و آب زلال كه فقط و فقط نمودها و اشكال اجسام را منعكس مى سازند ، بدون اين كه آن نمودها و اشكال تأثيرى در آن آيينه و آب زلال بوجود بياورند . ما با انسانى سر و كار داريم كه سقوط سيب را بر زمين ديده و به وجود جاذبيّت پى برده است . ما با انسانى سر و كار داريم كه قدرت تجريدى مغزش عمليات فوق العاده عالى رياضى را انجام مى دهد . با ديدن يك حادثهء دلخراش نه تنها سرنوشت خود را تغيير مى دهد ، بلكه چنان انقلاب روانى در وى بوجود مى آيد كه سرنوشت جامعه اى را كه خود زاييدهء آنست دگرگون مى سازد . همهء احساسات و انديشه و تعقّل و تجسّم و تداعى معانى و اراده و تصميم چنين فردى از آن حادثه تحريك