ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦١ - دليل هفتم - احساس برين تكليف
و چرندگان در علفزار طبيعت و مستغرقان در وادى جهل و حيرت نمى بيند .
وى و امثال وى از نهاد رشد يافتهء انسانهائى خبر مى دهند و نيازى به تصديق نفوس محبوسه در اوهام و خودخواهىهاى محقّرانه نداشته و بيمى از تكذيب آنان به خود راه نمى دهند . آيا در سرتاسر تاريخ رگه اى بسيار درخشان و پر فروغ از رشد يافتگان را مانند رگهء الماس در ميان انبوه زغال سنگها نمى بينيم ، اگر چه در اقليّت اسفانگيزى مى باشند مانند كاروان پيامبران و اوصياء و اولياء و حكماى راستين وصول به اين مقام والا به تنهائى از بهترين دلائل تجرّد نفس است ، زيرا نفس حيوانى گسترده در مادّه و مادّيّات توانائى بالاتر رفتن از سود و زيان و معامله گرى و جوشش براى تورّم خود طبيعى نداشته ، و نمى تواند طعم زير پا گذاشتن مقتضيات مادّى جسمانى را بچشد .
ارواح انسانهاى رشد يافته در مسير كمالى خود ، توجّهى به خواستههاى خود طبيعى ندارند چه رسد باين كه تحت تأثير آنها قرار بگيرند . ابتهاج و سرور روحانى پس از طى مقدّمات اوّليّهء ، بخودى خود اثبات مى كند كه كوشش براى تحصيل تهذّب و عرفان و صفاى روحى در طبيعت خود روح است نه اين كه انسان عارف از عالم بيرونى وارد روح خود مى سازد ، لذا تدريجا احساس لذّت مبدّل به احساس شكوفائى روح مى گردد ، چونان غنچه اى كه شكوفا شود و مبدّل به گل گردد .
اين دليل را متأسّفانه عدّه اى از متفكَّران مورد توجّه شايسته قرار ندادهاند .
در صورتى كه حكيم متألَّه و استاد بزرگ اخلاق محمّد مهدى نراقى در كتاب جامع السّعادات ج ١ - ص ٨ به اهمّيّت آن پى برده و با صراحت كامل مى گويد : « و هذا أوضح دليل على أنّها غيرهما » ( و اين روشنترين دليل است براى اثبات اين كه نفس آدمى غير از جسم و قواى آن ميباشد . ) دليل هفتم - احساس برين تكليف - اگر چه ممكن است از يك جهت اين